مسجد قلب جامعه اسلامى
مسجد در اسلام قلب تپنده حيات اسلام و كانون و محور فعاليتهاى جامعه اسلامىاست.
محمد سليمان تاكيوچى عضو جامعه قوم شناسى ژاپن در پاسخ به اين سؤال كه چرااز ميان تمامى مذاهب خاور دور و خاور ميانه، دين اسلام را پذيرفته و مسلمانشده، در مقالهاى مىنويسد:
«... مذهب بودا و مسيحيت علايق معنوى را از علايق مادى جدا كرده و انسان رابه كنارهگيرى از جامعه ترغيب مىكند.
بعضى از فرقههاى بودايى و مسيحى معبدها و صومعهها را در كوهها و اماكن دوراز دسترس جامعه بنا مىكنند، اما در اسلام مساجد در قلب اجتماعات، در روستاهاو شهرها بنا مىشود و نيايش با جماعت و در خدمت جامعه مورد تقدير است. مناطمينان دارم اين زمان بهترين فرصتبراى اشاعه اسلام در ژاپن است.» (1)
مجموعههاى شهرسازى اسلامى همه وابسته و مربوط به مسجد جامع بوده و مسجد كهقلب جامعه است روزى پنج نوبت مسلمانان را از مجموعهها و اجزاء شهر در خودجمع مىكند و ايمان آنان را تازه مىسازد و به جاى خود بازمىگرداند.
در بناهاى اسلامى چند نوع مسجد وجود دارد مانند مسجد محله، مسجد قبيله، مسجدبازار، مسجد جمعه و مسجد جامع.
در تمامى شهرهاى اسلامى مهمترين بنا، مسجد جامع استشامل مجموعههاى زير است:
مسجد و محراب، بيتالمال، دارالعماره، مدرسههاى علميه، بازار، حمام، ادارهحسبه، بيمارستان، رباط، اقامتگاه امام جمعه، آشپزخانه و محل مراسم عقدازدواج.
مسجد و تسبيح دستهجمعى به سوى كمال
مسجد: مشتمل بر گنبد،گلدسته، شبستان، منبر، محراب، دكه، وضوخانه و ...
گنبد و گلدستههاى مسجد عابدى را مجسم مىكند كه عرقچين بر سر گذاشته و دودستخود را براى تسبيح و عبادت به سوى آسمان برافراشته و سقف زير گنبدنمودار آسمان است و نمازگزاران همگان با تسبيح موجودات آسمانها و زمين خدارا تسبيح و عبادت مىكنند:
"يسبح لله ما فى السموات و ما فى الارض الملك القدوس العزيز الحكيم." (2)
ازبالاى گلدستهها روزى پنجبار اذان گفته مىشود و مردم شهر براى نماز فراخوانده مىشوند.
منبر بر دو نوع است، منبر كوتاه براى موعظه نمازگزاران وتعليم احكام و غيره در روزهاى عادى و منبر بلند براى روزهاى پرجمعيت و ايرادخطبههاى نماز جمعه، ستونهاى مسجد، يادآور نماز ستون دين است.
مسجد و محراب
محراب از كلمه حرب به معناى جنگ، جايى است كه در گودى واقعشده همچون سنگر، رمز مبارزه با شيطان درون و آماده سازى نفس براى شياطينالانس و از اين رو مسجد گذشته از محل نماز، پايگاه بسيج و اجتماع رزمندگان براى رفتن به جبههها و جهاد مقدس است. و در مرزها همين مساجد به صورت رباط وقرارگاه درآمده از منارهاى آن به عنوان ديدهبانى استفاده مىشود.

مسجد و بازار
بعضى از مساجد جمعه و جامع از دو طرف و بعضى از چهار طرفبه بازار راه دارد و بازارهاى اسلامى كه همچون مسجد طاقوار ساخته شده جزءمجموعههاى مسجد جامع است و براى ورود به آنها از حياط مسجد مىگذرند، باشد كهبازاريان با ياد خدا وارد بازار و كسب و كار شوند.
به تعبير معماران و مهندسان شهرسازى كه در بناهاى اسلامى كاوش مىكنند بازاراسلامى بهمنزله ستون فقرات يك شهر است و اين همان تعبيرى است كه خداوند درقرآن براى مال كرده است:
"التى جعل الله لكم قياما." (3)(اموالى كه خداوند مايه قوام شما قرار دادهاست).
هدف قرآن از پيوند ميان مسجد و بازار اين است كه مردانى تربيت كند كه:
"...لاتلهيهم تجارة ولابيع عن ذكر الله و اقام الصلوه..." (4)هيچ تجارت و داد و ستدى آنان را از ياد خدا و اقامه نماز باز ندارد.
نتيجه پيوند ميان بازار و مسجد اين بود كه قوانين اقتصاد اسلامى اغلب خود به خود به اجرا در مىآمد و بازاريان روزى چند نوبت در مساجد از نيروى ايمان وتقوى شارژ مىشدند و چون به سر كار باز مىگشتند، كمتر دروغ مىگفتند و كمتر بهاحتكار و كمفروشى مىپرداختند.
و از اينرو معاملات با اعتماد فراوان در بازارهاى اسلامى صورت مىگرفت، و مسلمانان كار و تجارتشان را چيزى جداى از عبادت نمىدانستند.
روژه گارودى فيلسوف مسلمان فرانسوى در كتاب خود مسجد آئينه اسلام مىنويسد:
«در دوران عظمت اسلام تمام زندگى شهر در مسجد جريان داشت، در آنجاست كه قراردادهاى تجارى بسته مىشود، زيرا اسلام تمايزى ميان مقدس و نامقدس نمىشناسد، اجراى شريعت بيش از هر چيز به اين معنى بوده است كه انسان 24 ساعت شبانهروز در محضر خداوند بسر مىبرد و هر عملى در زير نگاه او انجام مىشود،بنابراين هر عملى كه توام با تقوى باشد يك بعد قدسى دارد و نماز درنگى است در سلسله لحظات گوناگون، درنگى كه به ساير لحظات معنى مىدهد. بنابراين نماز از بقيه اعمال جدا نيست.» (5)

مسجد و بيت
المالاز زمان پيامبر اكرم(ص) يكى از مجموعههاى مسجد بيتالمال است كه در آن وجوهات نقدى و صدقات و غيره دريافت و نگاهدارى مىشود و اگر بازرگانى دچار ورشكستگى مىشد و يا در سفر در راه مىماند از سهم و القارمين و ابن سبيل تامين مىگرديد.
فخر رازى در تفسير آيه" انما يعمر مساجد الله من آمن بالله" و ... مىنويسد: درعمران و آبادى مسجد اقامه نماز و پرداخت زكات اعتبار شده زيرا مردم با حضوردر نماز جماعت به مساجد رونق مىدهند و چون زكات دهنده باشند افراد كم درآمد و نيازمند نيز به مسجد روى مىآورند و بر رونق و آبادانى آن مىافزايند. اما اگر عمارت را حمل بر مصالح ساختمانى كرديم، از آنجا كه پرداخت زكات واجب و بناى مسجد مستحب است تا از واجب فارغ نگردد به مستحب نمىپردازد. (6)
اكنون دركنار بسيارى از مساجد صندوق قرضالحسنه خدمات بسيار مهمى را به جامعه ارائه مىدهند.
مسجد و دارالعماره
هم چنين از زمان پيامبر اكرم(ص) مسجد كانونعبادى سياسى بوده، گرچه پس از دوره صدر اسلام، بسيارى از زمامداران به تضعيف نقش سياسى مساجد پرداختهاند ولى مىبينيم در سال169 هجرى در قاهره جنب مسجد جامع جديد العسكر، دارالامارهاى در ارتباط مستقيم با مسجد ساخته شده وابن طولون مسجدى مىسازد كه در بخش جنوبى آن ساختمان حكومتى دارالاماره قراردارد و اين روش تا قرنها ميان زمامداران اسلامى متداول بوده است. مساجدى مانند مسجد ارك از اين قبيل است.
مارسل بوازار راجع به جنبه سياسى مسجد مىنويسد:
«اقامه نماز جمعه وسيلهاى است براى گردهمايى مسلمانان در روز تعطيل و طرح مسائل مهم اجتماعى و بحث و گفتگو درباره مسائل بهداشت، مسكن و تصميم گيرىهاى سياسى و غيره.
در حقيقت برپايى نماز جمعه به كار گرفتن عبادت خداوند است در راه خدمت به امت. گردهمايى جمعه، مخصوصا در سالهاى اخير و در ممالك استقلال يافته تاثير و كارآيى بسيار داشته مسلمانان با اجتماع خود در مساجد طرح مبارزه عليه ستمگران را ريخته و تزلزلى در فرمانروايى استعمار غرب پديد آوردهاند.
كارى كه احزاب و گروههاى سياسى مخالف در ممالك اروپايى، از انجام آن هنوز ناتوانند.» (7)

مسجد و مدرسه
"فاذا قضيت الصلوة فانتشروا فى الارض وابتغوامن فضل الله ..." (8)وقتى نماز به پايان رسيد در زمين منتشر شويد و به كسب علم وفضيلت الهى بپردازيد.
مفسرين قديم مانند حسن، سعيد بن جبير و مكحول آيه فوق را به معناى طلب علم تفسير كردهاند. بسيارى از مساجد حجراتى در طبقه فوقانى داشت كه طلاب در آن سكونت داشتند و بعد از نماز در پاى هر ستونى هر دستهاى دور استاد خود حلقهوار مىنشستند و به كسب علم و دانش مىپرداختند. و بازاريان مجاور در دروس عمومى بهخصوص درس مكاسب فقه شركت مىكردند تا معاملات خود را طبق موازين شرع انجام دهند. و اين پيوند و همگامى ميان مدرسه و مسجد در اسلام رمز موفقيت فرهنگ اسلام بود زيرا علم منهاى دين ثمرهاش جنگ و فساد و دين منهاى علم نتيجهاى جز خرافات نخواهد داشت.
در اسلام جامعه يعنى دانشگاه از مسجد جامعه نشأت گرفته چنان كه دانشگاه الازهر،از جامع الازهر پديد آمده است.
مسجد و كتابخانه
يكى از مجموعههاى مهم مسجد، كتابخانه است، قرآن كريم به كتاب و اهل كتاب اهتمام فراوان داده، و مسلمانان كه در آغاز يك كتاب قرآن بيشتر نداشتند، و آن را همواره در مساجد قرائت مىكردند، باعث شد كه از اين يك كتاب كتابهاى فراوانى، در قرائت و تجويد درلغت و فرهنگ قرآن، در علم الحديث و تفسير، و فقه و تاريخ و ساير علوم قرآن پديد آيد و با آنها كتابخانهها تاسيس كنند.
مارسل بوازار، دانشمند اسلام شناس سويسى مىنويسد:
«تاسيس كتابخانهها و شبستان تالار اجتماعات در مساجد، اين حقيقت را آشكارمىسازد كه مساجد در اسلام بدان گونه كه بعضى پنداشتهاند، منحصر براى نماز نيست، بلكه يقينا يكى از مراكز مهم فرهنگى اسلام نيز مىباشد.» (9)
مسجد و مراسم عقد ازدواج
قرآن كريم ميان احكام خانواده، مهريه و نماز پيوند برقراركرده مىفرمايد:"حافظوا على الصلوات..." (10)و پيامبر اكرم، مراسم عقد ازدواج فاطمه زهرا(س) و على(ع) را در مسجد برگزار كردند، (11)و به دستور آن حضرت، سفره وسيعى در مسجد گستردند و بسيارى از مردان و زنان مسلمان اطعام شدند. (12)و آنگاه عروس و داماد را به مسجد فرا خواندند و دست فاطمه را دردست على(ع) گذاشتند و براى آن دو دعا كردند. (13) به پيروى از پيامبر اكرم(ص) بعضى از مساجد مانند مسجد مالزى و اندونزى بخشى را به برگزارى مراسم عقد اختصاص دادهاند. بنابراين همانطور كه كريستين نفاح در مقاله خود: «مسجد كانون فعاليت جامعه اسلامى» مىنويسد: مساجد به مثابه مركز ارتباطى نهادهاى اجتماعى، مثل بيمارستانها، آسايشگاهها، دانشگاهها و مدارس عمل مىكند، اما استقرار اين مساجد در مركز شهر كه با احاطه شدن به وسيله بازار وصنعتگران متعدد كانون اصلى شكلگيرى جمعيت شهرى است، گواهى است بر ضرورت ونقش عمومى آنان و هماهنگى اين پديده با تمام جوامع اسلامى جهان. (14)
مسجد و دارالشفاء مدرسه طب
قرآن كريم به عنوان كتاب شفا نازل شده و دستورات آن مشتمل بر سلامتى تن و روان است، احكام فقهى طهارت و بهداشت و تقوى و پرهيز،اطعمه و اشربه، روزه و امساك و احكام فقهى مربوط به بهداشت روح و روان و تصور بدن به عنوان معبد روح، رابطهاى ميان طب و جنبههاى مختلف تعليمات اسلامى برقرار ساخته بهطورى كه از زمان پيامبر اكرم (ص) طب النبى و در عصر ائمه، طبالصادق و طب الرضا پديد آمده در كتب فقهى راه يافته و در بعضى از شهرهاى اسلامى، ساختن دارالشفاء بيمارستان جزء مجموعههاى مسجد و به شكل مسجد رسم شده و يا مسجد جزو بيمارستان قرار گرفته باشد كه ضمن شفاى تن در بيمارستان به شفاى روان در مساجد بپردازند.
نخستين بيمارستان در قرن دوم در بغداد و بيمارستان عضدى در قرن چهارم به فرمان عضدالدوله ديلمى، و بيمارستان رى وبيمارستان بزرگ نورى در قرن ششم در دمشق و حلب و بيمارستان ناصرى ومنصورى در قاهره همراه با مسجد و كتابخانه را مىتوان نام برد و در امپراطورى عثمانى، نخستين بيمارستان بنام دارالشفاء در قرن هشتم در بورسه و در قرن نهم مجموعه مشتمل بر مسجد، بيمارستان و مدرسه طب توسط بايزيد دوم بنا گرديد كههنوز هم دائر است. (15)

مسجد و حمام عمومى
از آنجا كه براى عبادات مانند نماز و نماز جمعه، روزه، حج، قرائت قرآن و رفتن به مساجد، بايد تطهير و غسلكرد، و حمام گرفتن يكى از مسائل بهداشتى طب النبى است كه در فقه اسلامى آمده به عنوان نمونه در كتاب «من لايحضره الفقيه» صدوق از پيامبراكرم(ص) نقل شده كه استحمام يكى از سه وسيله مهم درمانى است.(16)
مسجد كانون وحدت و همبستگى
مسجد كانون اتحاد وهمبستگى و انس و الفت مسلمانان است كه مردم هر منطقه و محله را روزى چند نوبت در كنار هم در نمازهاى جماعت جمع و با هم مانوس مىسازد و مسجد جامع و جمعه هفتهاى يك بار همه اجتماعات مساجد را يكجا در نماز جمعه گرد مىآورد ومسجد الحرام و مسجد النبى مسلمانان كشورهاى مختلف اسلامى را يكجا جمع و متحد مىسازد. مارسل بوازار اسلام شناس سويسى راجع به نقش نيرومند مسجد در فرهنگ،اقتصاد، سياست و وحدت مسلمانان چنين مىنويسد:
«مسجد عامل نيرومندى در همبستگى و اتحاد مسلمانان جهان است و اهميت اجتماعى و فرهنگى آن را از اين بابت نمىتوان ناديده گرفت، مخصوصا در روزگار معاصر كه مسلمانان شور و حرارت صدر اسلام را دگربار از خود نشان مىدهند، مساجد به صورت مراكز تربيت روحانى و پايگاه جنبش امت مسلمانان نسبت به ستمگران و سلطهجويان درآمده است. و به تدريج مساجد موقعيت سالهاى نخستين ظهور اسلام را به دست آوردهاند.» (17)
مسجد آئينه اسلام
مسجد محل عرضه هنر متعهد، معمارى، مهندسى، نقاشى، خطاطى و جلوههاى ايمانى هنرمندان اسلامى است. هنرمندان اسلامى كوشيدهاند تا اسلام و ايمان را در قالب هنر در در و ديوار وبناى مساجد به معرض نمايش درآورند، تا جايى كه روژه گارودى، مسجد را آئينه اسلام مىداند و آن را عنوان كتابش قرار داده است. و تيتوس بوركهارت مىنويسد:
«اگر كسى كه ناگزير شده به پرسش اين كه «اسلام چيست؟» پاسخ گويد به يكى ازشاهكارهاى هنر اسلامى مانند مسجد قرطبه يا مسجد ابن طولون در قاهره يا يكى ازمدرسههاى سمرقند يا حتى مسجد تاج محل اشاره كند اين پاسخ خود معتبر است.
زيرا كه هنر اسلامى خود نمودار همان مفهومى است كه از نامش برمىآيد چه از نظرزيبايى شناسى و چه از لحاظ معنويت.» (18)
مسجد آئينه تمدن اسلام
مسجد سرچشمه تمدن اسلامى است. و اگر به هر يك از شهرهاى اسلامى بنگريم مسجد ومجموعههاى آن را اساس شهرسازى مىيابيم و در بافت شهرهاى اسلامى مسجد محوراست. بوركهارت در كتاب «هنر اسلامى زبان و بيان» مىنويسد:
«بيرونىترين مظهر يك دين با تمدنى مانند اسلام كه هنر خود بر حسب تعريف آن جلوه گاه برونى است بايد نمودار جهان درونى آن تمدن باشد.» (19)
مسجد و رباط در مرزها
"فلولا نفر من كل فرقه منهم طائفه ليتفقهوا فى الدين." (20)چرا از هر گروهى از مومنان دستهاى به جبههها كوچ نمىكنند تا در دين فقيه شوند؟
رزمندگان با ايمان براى مرابطه (برقرار ارتباط ميان مرزها و مركز اسلامى) و مراقبت از حركات دشمن و تهاجم رزمى و فرهنگى به مرزهاى سرزمينهاى اسلامى كوچ مىكردند و با نذر، وقف و وصيت، رباطهايى به شكل مسجد مىساختند، اين رباطها، در واقع مسجدى بود كه منارههاى كوتاه و بلند آن به صورت برج ديدهبانى تبديل و طاقهاى آن به صورت اطاقها و استراحتگاه رزمندگان و مسافران و شبستان آن به هنگام نماز محل اقامه نماز جماعت و بعد ازنماز محل درس و بحث طلابرزمنده درمىآمد، بسيارى از طلاب علوم دينى و اساتيد حوزه با نذر و غيره به آن مراكز مىرفتند و ضمن آموزشهاى رزمى از اساتيد مرابطون دورههاى دروس علوم دينى و لغت و عرفان را فرا مىگرفتند تا خود را هم در برابر تهاجم رزمى و هم تهاجم فرهنگى دشمن آماده سازند.
اين پايگاهها نقش مهمى در مرزهاى كشورهاى اسلامى بهخصوص مغرب و طرابلس واسپانيا و تونس ايفا كرده و همواره پاسخگو و مدافع در برابر حملات رزمى وفرهنگى دشمنان اسلام بوده است تا جايى كه بعضى از آنان انقلاب نموده ودولتهايى به نام دولت مرابطين تاسيس كردهاند. (21)

مسجد و روابط و تكثير و انتشار كتاب
در سابق كه دستگاه چاپ نبود، در مساجد و رباطها به نگارش و تكثير و انتشار كتاب مىپرداختند به اين ترتيب كه يكى از اساتيد مرابطين، كتابى را بر دهها نفر از شاگردانش املاء مىكرد و شاگردان با خطى خوب مىنوشتند و در نتيجه دهها نسخه از آن كتاب تكثير مىيافت اين كتاب را«امالى» مىناميدند و مردم اموال فراوانى را از راه نذر ، وقف و وصيت، به اين مراكز علمى و رزمى اهداء مىكردند. (22)
و با اين اموال، راه ماندگان (ابنسبيل) و طلاب علوم دينى و حافظان قرآن كريم را از نظر خوراك و پوشاك و مسكن تامين مىكردند و به تعليم و تربيت روحى و تزكيه آنان مىپرداختند، و با ذكر و يادآورى جهاد پيامبر(ص) و مسلمانان صدر اسلام، روحيه آنان را بالا مىبردند ونفوس ضعيف را تقويت مىكردند، بهطورى كه بسيارى از آنان روانه حوزههاى علميه بزرگ مانند «جامع زيتونيه» تونس و «قروبين» فاس مىشدند تا به تحصيلات عاليه بپردازند.
















































وي فرزند محمد تقي است که در خانواده اي مذهبي د ريکي از روزهاي بهاري ارديبهشت 1346 ( مصادف با سوم محرم ) در شهر خون و قيام درخانه اي محقر و کوچک در محله پامنار قم چشم به جهان گشود. دوران کودکي را همراه ساير فرزندان خانواده و درکنار برادرش داوود که وي نيز سه سال بعد از شهادت محمد حسين به فوز شهادت نايل آمد، با صفا وصميميت ودر زير سايه محبت و توجه پدر و مادري مهربان ، سپري کرد . درسال 1352، به مدرسه رفت وکلاس اول تا چهارم ابتدايي را با يک معلم روحاني طي کرد. سال پنجم ابتدايي واول و دوم راهنمايي را به دليل انتقال خانواده اش به کرج در دو مدرسه دراين شهر گذراند. درهمين دوران بود که به واسطه حوادث انقلاب، روح وي نيز، مانند ميليون ها جوان و نوجوان ديگر کشور، دچار تحولات عظيمي گرديد. شخصيت او با داشتن خانواده اي متدين ومذهبي و شرايط خاص شهر مقدس قم و نيز زمينه مساعد روحي به گونه اي شکل گرفت که سرشار از دين و فرهنگ غني اسلام بود.