تبليغاتX
با شهدا

با شهدا

!!کجایند مردان بی ادعا

سال‌های آغازین جنگ

اگر به خاطر بیاوریم با سپری شدن مدت كوتاهی از جنگ پیش بینی‌ها از پایان خوش هجوم ناگهانی عراق و شكست چند روزه ایران به تلخی یأس برای هم پیمانان صدام بویژه آمریكا مبدل شد. رهبری‌های حضرت امام خمینی (ره) باعث شد كه جنگ عامل پیوند و انسجام روز‌افزون گردد و حلقه اتحاد مردم حول رهبری ایشان روز به روز تنگ‌تر شود تا افرادی كه با این جریان همسو نبودند در خارج این دایره قرار گیرند. بنی‌صدر به عنوان یكی از مهمترین عوامل شكست‌های شش ماهه ایران در فروردین ماه 59 عزل شد و معادلات سیاسی و نظامی ایران شكل تازه‌ای به خود گرفت. عزل بنی‌صدر ، افشای توطئه‌ها ، وقایع تكان دهنده پیاپی مثل ترورها و بمب‌گذاری‌ها همه و همه حقانیت خط امام و مظلومیت آنرا اثبات می‌كرد . امام نیز بعد از هركدام از وقایع دلخراش در پیامی به مردم آنها را امیدوارتر می‌كردند و لزوم خشكاندن ریشه تهاجمات را واجب‌تر. در یك نگاه آماری به صحیفه امام (ره) حجم بیانات و پیام‌های امام به مردم ایران تا قبل از سال 63 و بخصوص در اولین سال‌های جنگ چندین برابر سال‌های بعد است كه نشان از سیاست كنترلی حضرت امام در شرایط بحرانی آنروزها دارد.
سایر مسؤولان هم هر روز به مردم گوشزد می‌كردند علت اینكه تاكنون نتوانستیم در امر جنگ گشایشی حاصل كنیم كارشكنی‌ها و خیانت‌های بنی‌صدر بوده و امروز فصل جدیدی در این نبرد آغاز شده است. فضای فكری كه آن روزها بر ذهن عموم مردم ایران حاكم شده بود علت مضاعفی شد بر مقبولیت خط امام تا مردم را به انسجامی فوق‌العاده برساند. در میان نیروهای نظامی هم بركناری بنی‌صدر عاملی شد برای نزدیكی سپاه و ارتش در آن مقطع زمانی چرا آنها ریشه اختلافات را خشكیده می‌دیدند و ضرورت وحدت را نیز لازم. همین عوامل برای پیروزی‌های مكرر رزمندگان اسلام كفایت می‌كرد.
وقتی امام خمینی (ره) در مقام فرماندهی كل قوا بر لزوم شكسته شدن حصر آبادان تأكید كردند ماشین پیشروی ایران در مسیر بازپس‌گیری مناطق اشغالی شروع به حركت كرد. پس از عملیات ثامن‌الائمه كه به محاصره آبادان پایان داد در عملیات طریق‌القدس رزمندگان اسلام بستان را آزاد كردند. دهلاویه ، غرب شوش و دزفول در عملیات بزرگ فتح‌المبین آزاد شد و در نقطه اوج پیروزی‌ها در عملیات بیت‌المقدس خرمشهر نیز آزاد گشت. همه این عملیات‌ها به صورت مشترك و هماهنگ میان نیروهای ارتش و سپاه اعم از زمینی و هوایی اجرا می‌شد.
ضعف تسلیحاتی عراق ، نداشتن توقع چنین پیروزی‌هایی از ایران و حضور گسترده نیروهای مردمی در جبهه باعث شد كه تنها عكس‌العمل عراق در مقابل بازپس‌گیری‌های مناطق اشغالی توسط ایران تسریع در عقب‌نشینی و فرار از منطقه باشد. در طول قریب به 9 ماه بدوت حتی یك شكست همه عملیات‌های ایران به پیروزی منجر می‌شد و در این مدت نسبتا طولانی هر روز بر وحدت و انسجام و روحیه ملت ایران افزوده می‌گشت و ایمان آنها به رهبری امام و اخلالص مسؤولان هر روز بیشتر از روز قبل می‌شد. تصور میزان پتانسیل قدرت مردم ایران در پایان بهار سال شصت و یك هم اكنون بار یما بسیار دشوار است.

+ نوشته شده در  جمعه 30 شهریور1386ساعت 4:58  توسط محمد حسین  | 

ما میتوانیم

در روزهاي اول جنگ ، يك نفر نظامي پيش من آمد و فهرستي آورد كه انواع و اقسام هواپيماهاي ما - جنگي و ترابري- در آن فهرست ذكر شده بود و مشخص گرديده بود كه چند روز ديگر همه‌ فروندهاي اين نوع هواپيماها زمينگير خواهد شد؛ مثلاً اين نوع هواپيما در روز هشتم، اين نوع هواپيما در روز دهم، اين نوع هواپيما در روز پانزدهم! اين فهرست را به من داده بود كه خدمت امام ببرم، تا ايشان بدانند كه موجودي ما چيست. من به آن فهرست كه نگاه كردم، ديدم ديرترين زماني كه هواپيمايي از انواع هواپيماهاي ما زمينگير خواهد شد، در حدود بيست و چند روز است؛ يعني ما بيست و چند روز ديگر هيج هواپيمايي نداريم كه بتواند از روي زمين بلند شود! من وظيفه‌ام بود كه اين فهرست را ببرم و به امام نشان دهم.
ايشان به آن كاغذ نگاه كردند و گفتند: اعتنا نكنيد؛ ما مي توانيم! برگشتم و به دوستاني كه بودند گفتم: امام مي گويند مي‌توانيد،‌آن هواپيماها، به همت شما و با توانستن شما هنوز پرواز مي كنند؛ هنوز از بسياري از تجهيزات پرنده اين منطقه پيشترند؛ هنوز در مصاف با بسياري از كساني كه وسايل مدرن دارند، برتر و فايق‌ترند. از آن روز، نزديك بيست سال مي‌گذرد. اين است معجزه‌ همت انسان! اين است معجزه‌ ايمان! آنها را ساختند، آنها را تعمير كردند، با آنها كار كردند؛ البته مبالغ نسبتاً قابل توجهي هم در اواخر به آنها اضافه شد، آنجه مهم است، روحيه و ايمان است؛ قدرداني چيزي است كه اين انقلاب و اين حركت عظيم به ما داده است؛ يعني خودباوري ، يعني استقبال ، يعني عزت، يعني قطع رابطه آقا بالاسري كساني كه مدعي آقا بالاسري بر همه‌ دنيايند. (بيانات در ديدار جمعي از پرسنل نيروي هوايي 19/11/1377)
+ نوشته شده در  جمعه 30 شهریور1386ساعت 4:57  توسط محمد حسین  | 

سلام التماس دعا

ردیف

موضوع

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 مارش عملیات 522 0:04:24
2 سمفونی خرمشهر 963 0:08:12
3 ای لشگر صاحب زمان  آماده باش آماده باش 806 0:06:50
4 ای لشگر حسینی، تا کربلا رسیدن، یک یاحسین دیگر 377 0:03:10
5 کربلا کربلا   ما داریم می آییم 430 0:03:38
6 رو به سوی کعبه ی دل ها کنید 828 0:07:01
7 چنگ دل آهنگ دل کش می زند 477 0:04:01
8 به نام خداوند مردان جنگ 536 0:04:32
9 ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته 321 0:02:41
10 یاران چه غریبانه   رفتند و از این خانه 1.453 0:12:21
11 ای که می دارید فرمان خمینی را مطاع 788 0:06:41
12 شهید علمدار 830 0:07:02
13 ذوق و شوق نینوا کرده دلم 1.789 0:15:13
14 سرزمین نینوا یادش بخیر 605 0:05:07
15 ای جان نثاران، حسین یارتان 252 0:02:06
16 امری نما روح خدا، ما بفرمانیم 528 0:04:28
17 سوی دیار عاشقان رو به خدا می رویم 800 0:06:47
18 شیر مردان خدا کرب و بلا در انتظار است 480 0:04:03
19 بر پا مردان خدا، همّت کنید 688 0:05:49
20 کاروان الهی بر پا    تازه شد نهضت عاشورا 838 0:07:06
21 سرباز سرافرازم من   سر بر کف و جانبازم من 557 0:04:42
22 بهر آزادی قدس از کربلا باید گذشت 421 0:03:33
23 ای کاروان که می روی شکسته دل به کربلا 930 0:07:53
24 لاله ی خونین من ای تازه جوانم  شهید 1.007 0:08:33
25 ای از سفر برگشتگان، کو شهیدان ما 645 0:05:27
26 سبکبالان خرامیدند و رفتند 383 0:03:13
27 وای خداوندا منم حیران غمینم (سبک دشتی) 593 0:05:01
28 گرچه یک دنیای غم رو دلم  دل خوشم دست حسین رو سرم 436 0:03:41
29 یاد فکه و کرخه نور بخیر   یاد بانه و یاد هور بخیر 971 0:08:14
30 نامه ی دختر شهید ناصری به پدر شهیدش 1.185 0:10:04
31 دوکوهه السلام ای خانه ی عشق 610 0:05:11
32 کجائید ای شهیدان خدایی 496 0:04:11
33 کجائید ای شهیدان خدایی _ هلالی 209 0:01:44
34 یاد امام و شهدا دل و می بره کرببلا _ حاج سعید 1.260 0:10:44
35 خاک پای همتونم اگه امشب بتونم _ رمضانی 1.341 0:11:24

برای دانلود کردن سروده های دفاع مقدس، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.
منبع:اويني

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 16:30  توسط محمد حسین  | 

آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران و هفته دفاع مقدس

سلام دوستان اگه منو قابل میدونیدبه شماره ۰۹۱۲۳۰۵۴۶۰۸
اسم وادرس این وبلاگ را اس ام اس کنید
 
 
Imageدر 31شهريور رژيم بعثي عراق با هدف برانداختن نظام نوپاي جمهوري اسلامي جنگي تمام عيار را عليه ايران اسلامي آغاز كرد که به دفاع مقدس 8ساله ملت ایران منجر شد
در 31 شهريور 1359 رژيم بعثي عراق با تصميم و طرح قبلي و با هدف برانداختن نظام نوپاي جمهوري اسلامي جنگي تمام عيار را عليه ايران اسلامي آغاز كرد. صدام حسين رييس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربين‌هاي تلويزيون عراق با پاره كردن قرارداد 1975 الجزاير، آغاز تجاوز رژيم بعثي به خاك ايران را اعلام كرد .
جنگي نابرابر در شرايطي به ايران اسلامي تحميل شد كه از جانب استكبار جهاني بويژه آمريكا تحت فشار شديدي قرار داشت و در داخل کشور نيز جناح ‌هاي وابسته به غرب و شرق، با ايجاد هياهوي تبليغاتي و ايجاد درگيري‌هاي نظامي در صدد تضعيف نظام بودند و نيروهاي نظامي نيز به خاطر تبعات قهري انقلاب، هنوز مراحل بازسازي و ساماندهي را به طور كامل پشت سر ننهاده بودند. آمريكا براي به سازش كشاندن جمهوري اسلامي و در نهايت تسليم آن‌ها حمايت پنهان و آشكار خود را در كليه زمينه‌هاي سياسي، نظامي‌، ‌اقتصادي و ... از رژيم بعثي عراق به اجرا گذاشت. از سوي ديگر نيز ابرقدرت ديگر جهان‌ يعني شوروي كه متحد عراق محسوب مي‌شد، خصومتش را با نظام اسلامي كه شعار نه شرقي و نه غربي را سرلوحه كار خود قرار داده بود و در جريان اشغال افغانستان توسط شوروي، اين تجاوز را محكوم كرده بود، بيش از پيش نمود.
ارتش عراق كه بر اساس محاسبات خود از وضعيت داخلي و خارجي ايران، فتح يك هفته‌اي تهران را در سر مي‌پرورانيد، در روزهاي نخست تجاوز، بدون مانعي جدي در مرزها تا دروازه‌هاي اهواز و خرمشهر پيش تاخت. تحت چنين شرايطي امام خمینی (ره)‌ به خروش آمد و نداي ملكوتيش دل‌هاي شيفتگان انقلاب و نظام را متوجه دفاع از كيان جمهوري اسلامي نمود؛ بطوريكه، نيروهاي مردمي بدون امكانات و تجهيزات و حتي آموزش‌هاي نظامي به مقاومت پرداختند. عليرغم كارشكني‌هاي رييس جمهور وقت بني‌صدر، دفاع مقدس مردم مسلمان و انقلابي ايران شكل گرفت و نيروهاي جوان و شهادت طلب به جبهه‌ها شتافتند. پس از شكل‌گيري اتحاد و انسجام در ميان نيروهاي انقلابي و طرد نيروهاي وابسته، حماسه‌اي مقدس شكل گرفت كه در تاريخ ايران اسلامي بي‌سابقه بود. حماسه دفاع مقدسی كه بركات و دستاوردهاي بي‌نهايتي را براي ملت ايران به ارمغان آورد.
جهاد و شهادت مردمان با ايمان و مخلص اين سرزمين ، ستون‌هاي نظام اسلامي را تا مدت‌ها مستحكم نمود. به مناسبت بزرگ‌داشت اين همه مجاهدت و ايثار هرسال 31 شهريور تا ششم مهرماه به عنوان هفته دفاع مقدس نامگذاري شده است
ساجد
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 شهریور1386ساعت 17:54  توسط محمد حسین  | 

مقدمه‌اي بر صحيفه‌ي سجاديه

مناجاتمناجاتمناجاتمناجاتمناجاتمناجات
سلام نماز روزه ها قبول اگه کسی دعوتنامه پرشین گیگ یا جی میل داشت برام بفرست
من را هم در این ماه عزیز دعا کنید

دعا

تاريخ دعا

تاريخ دعا را مى توان با تاريخ پيدايش انسان قرين دانست ، زيرا انسان هرگز از نيازمندى ها جدا نبوده و در درون و بيرون خود اين احساس را داشته است كه بايد در پناه قدرتى آرام بگيرد.

هرگز تاريخ بشريت از توجه به مبداء عالم تهى نبوده است . كاوش ها نشان مى دهد كه حتى در دورترين ايام نيز، معبد و مسجد جز واقعيت هاى غير قابل انفكاك زندگى بشر بوده اند؛ حتى آن زمان كه بشر توان تصور يك مبداء غير متناهى و قدرت مطلق را نداشته و به اشتباه به بت ها پناه مى برده و از آن ها استمداد مى جسته ، زندگى پرماجراى خود را با اميدوارى تواءم مى ساخته است .

طبيعى ترين راز هستى

راز نهاد هستى ارتباط محض با خالق هستى است . گويى سر حضور زبان تيز در درخواست از مبداء متعال بر استمرار فيض است . بدين معنا كه وجهه خاص هر موجود ارتباط با غنى مطلق است كه لحظه به لحظه ، هستى او در گرو عطا و فضل وى مى باشد. پس هستى با تمام حقيقتش ، زبانى است كه درخواست بقاى خود را مى نمايد؛ چه اگر كمتر آنى منع عطا فرمايد، همه چيز هيچ خواهد گرديد؛ لذا فرمود: «و بدان كه هيچ چيزى در عالم نيست جز آن كه منبع و خزانه آن نزد ماست ، ولى ما از آن بر عالم خلق به جز به قدر معينى كه مصلحت است ، نمى فرستيم»¬(1). و نيز فرمود: «اگر بخواهد نسل شما آدميان را در زمين نابود مى كند و خلقى ديگر مى‌آفريند»(2) ؛ كه همه از فقر محض در كنار غناى مطلق حكايت مى كند.

از جمله كمالات انسان ، همين است كه حاكميت مطلق خداى تعالى را در گستره نظام دريافته و به اطلاق ان الحكم الا لله، دانسته باشد كه از كران ازلى تا كران ابدى ، جز يك حكم واحد كارگر نيست و هر حركت و سكونى ، در افق اراده ازلى او بوده و خارج از حكم ابدى و لا يزالى او نخواهد بود

محققان از اين درخواست باطنى به «دعاى تكوينى» ياد كرده اند. البته هم چنان كه سؤال در طلب اصل وجود، تكوينى است، در احوال طبيعى موجودات نيز، مسأله به همين قرار است؛ مثلا كودكى كه از مادر متولد مى شود، به زبان حال از خداى مهربانش غذاى متناسب با لب و دهان و حلقوم و دستگاه گوارش كودكانه خود طلب مى كند، چنان كه انسان نيز متناسب با سيستم خلقت خود، تكوينا غذا و لباس و دوا و احتياجات ديگر را مسألت دارد؛ اصلا در جواب همين دعا و سؤال تكوينى است كه قرآن كريم فرمود: «و آتاكم من كل ما سألتموه»(3).

پس ، نهاد هستى در اصل وجود خود و در جميع حالات و حاجاتش ‍ لحظه اى از دعا منفك نيست و وجود دعا از لوازم حتميه و ضروريه اى است كه جمله مخلوقات از آن متنعم و به آن مفتخرند.

با اين حال، متأسفانه انسان از اين ارتباط تنگاتنگ سخت غافل مانده و به توهم آن كه ياد خدا تنها در ارتباطى اختيارى قرار دارد و به انتخاب و عملكرد او وابسته است ، از كلمه دعا جز همين حركت معمول ، چيزى درك نكرده است .

صلاح كار كجا و من خراب كجا؟  ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا!

آرى ، جايگاه ما كجا و مقام آن بزرگ مردانى كه با زبان راستين هستى آشنايند و راز آفرينش را در خرد و كلان نظام وجود يافته اند و به تسبيح و تمجيد آنان گوش جان بازكرده اند و تمامى مراتب را يكدل و يك زبان يافته اند و همراز با آنان دل به جانان بسته و از همه گسسته اند كجا؟

البته بايد دانست كه از جمله كمالات انسان ، همين است كه حاكميت مطلق خداى تعالى را در گستره نظام دريافته و به اطلاق ان الحكم الا لله (4)، دانسته باشد كه از كران ازلى تا كران ابدى ، جز يك حكم واحد كارگر نيست و هر حركت و سكونى ، در افق اراده ازلى او بوده و خارج از حكم ابدى و لا يزالى او نخواهد بود.

به هر جهت ، اين رشته خود سلسله بس دراز دارد كه تفصيل آن مجالى ديگر مى طلبد و بايد آن را به زمان مناسب خود واگذار نمود :

          اين شرح بى نهايت كز زلف يار گفتند             حرفى است از هزاران كاندر عبارت آمد


 1) و ان من شى ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم؛ حجر/21

(2) ان يشاء يذهبكم و ياءت بخلق جديد ؛ ابراهيم/19؛فاطر/16،15

(3) ابراهيم/34

(4) يوسف/40

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 16:31  توسط محمد حسین  | 

دانلود

ابوحمزه ثمالي 1 Play Download
ابوحمزه ثمالي 2 Play Download
ابوحمزه ثمالي 3 Play Download
اللهم ادخل Play Download
اللهم الرزقنا توفيق Play Download
افتتاح 1 Play Download
افتتاح 2 - مقدسي Play Download
مجير - حاج منصور Play Download
مناجات امام علي 1 Play Download
مناجات امام علي 2 Play Download
يا علي يا عظيم Play Download
دعاي سحر Play Download

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 شهریور1386ساعت 16:22  توسط محمد حسین  | 

تواشیح

Play Download محمد رسول الله Play Download 14 معصوم
Play Download يا علي يا عظيم Play Download اللهم لك صمنا
Play Download ربّنا Play Download اللهم شهر رمضان
Play Download يا خيرُ مَن جعل وجُوه Play Download الغوث
Play Download يا بهجتي Play Download الله الله
Play Download يا نبي Play Download الله اكبر
Play Download يا مولانا Play Download اسماء اعظم
Play Download يا عالمان Play Download اسماء الحسني 1
Play Download يا رب Play Download اسماء الحسني 2
Play Download سبحان الله Play Download بسم الله
Play Download نور الهدي Play Download بسم الله النّور
Play Download نبيُّ اُميُّ Play Download الهنا
Play Download مولاهُ يا مولا Play Download لا اله الّا الله
Play Download بلاغت اولي Play Download مناجات 1
Play Download اولُنا محمّد Play Download مناجات 2
Play Download السّلام يا ثارالله Play Download مناجات 3
Play Download الرَّحمن Play Download مناجات 4
Play Download مرحبا 3 Play Download مرحبا 1
Play Download مرحبا 4 Play Download مرحبا 2
Play Download مرحبا 5 Play Download احمد
Play Download منل مدينا Play Download الله
Play Download محمد مصطفي Play Download الله
Play Download مولا Play Download النبي
Play Download مناجات Play Download الله الله
Play Download محمد رسول الله Play Download الله اكبر
Play Download نبي Play Download اسماء الجليل 1
Play Download سلام الا سيدي مصطفي Play Download اسماء الجليل 2
Play Download صلّ علي محمد Play Download هذا البشير 1
Play Download صلّ علي مصطفي Play Download هذا البشير 2
Play Download صلّ الا و سلّم Play Download يا حبيبي
Play Download صلّ الله Play Download يا امام الاوليا
Play Download جنّات Play Download بمولاه
Play Download يا جليل Play Download صلّ علي النّبي
Play Download حقُّ المبين Play Download لنفسي
Play Download يا كريم Play Download سبحان الله
Play Download قلبِ والحاجات Play Download أمَّ يدعكم
Play Download إنَّ الحَق

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 14:59  توسط محمد حسین  | 


Play

Download

اذان 6

Play

Download

اذان 1

Play

Download

اذان 7

Play

Download

اذان 2

Play

Download

اذان 8

Play

Download

اذان 3

Play

Download

اذان 9

Play

Download

اذان 4

Play

Download

اذان 10

Play

Download

اذان 5

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 14:50  توسط محمد حسین  | 

سؤالات شرعي از حضرت آيت الله خامنه اي

 

س: راههاى ثابت شدن اول ماه را بيان كنيد.

ش
ج) اول ماه به يكى از راههاى ذيل ثابت مى‏شود:
الف - رؤيت خود فرد
ب- شهادت دو فرد عادل به اينكه هلال را رؤيت كرده‏اند.
ج - حكم حاكم شرع به ثبوت رؤيت هلال

س: اگر تعيين اول ماه رمضان و عيد سعيد فطر به علت عدم امكان رؤيت هلال اول ماه به سبب وجود ابر در آسمان يا اسباب ديگر، ممكن نباشد و سى روز ماه شعبان يا ماه رمضان كامل نشده باشد، آيا براى ما كه در عراق زندگى مى‏ كنيم، جايز است كه به افق ايران عمل كنيم؟ وظيفه ما چيست؟
ج) رؤيت هلال در شهرهايى كه در افق، متحد و يا نزديك به هم هستند و يا در شهرهايى كه در شرق واقع شده اند، كافى است؛ و منظور از متحد بودن دو شهر در افق، شهرهايى است كه در طول خط واحدى واقع شده اند. بنابر اين اگر دو شهر در يك خط طولى باشند، گفته مى‏شود كه آنها در افق متحد هستند.

س: شخصى نظامى‏ كه محل كار وى با محل سكونتش60 كيلومتر فاصله دارد، بعضى از مواقع سه روز اول هفته و بعضى از مواقع هر روز به محل كار خود مى‏رود؛ حال حكم نماز و روزه او چگونه است؟
ج) اگر شخصى هر ده روز حداقل يكبار به خاطر شغلش سفر مى‏كند ـ در غيرِ سفرِ اول ـ در محل سكونت، محل كار و در بين راه  نمازش تمام و روزه اش صحيح است. ولى در سفر اول (و همچنين اولين سفرى كه پس از اقامت ده روز و يا بيشتر در يك محل باشد) حكم ساير مسافرين را دارد، يعنى تا قصد اقامت ده روز نكرده، نمازش شكسته است و روزه‏اش صحيح نيست.

س: اينجانب دانشجو مى‏باشم و محل درس و سكونتم با هم 50 كيلومتر فاصله دارد. در هفته معمولاً 3 يا 4 روز به محل درس مى‏روم و در هر روز معمولاً 4 يا 7 ساعت در محل درس هستم. مى‏خواستم بدانم نماز و روزه خود را بايد به چه صورت انجام دهم؟
ج) سفر تحصيلى، سفر شغلى محسوب نمى‏شود، و حكم ساير مسافرين را داريد كه اگر قصد اقامت ده روز نكنيد، نمازتان شكسته است و روزه هم نمى‏توانيد بگيريد.

س: آيا روزه‏دار مى‏تواند به بدنش آمپول يا سرم تزريق كند؟


ج) احتياط واجب آن است كه روزه‏دار از استعمال آمپولهاى مقوّى يا مغذّى يا آمپولهايى كه به رگ تزريق مى‏شود و نيز انواع سرمها خوددارى كند، ولى تزريق آمپول براى بى‏حس كردن و نيز دارو گذاشتن بر زخمها و جراحتها اشكال ندارد.


س: آيا اگر خلط از بينى وارد دهان بشود، در صورت فرو بردن آن روزه باطل مى‏شود؟ فرو بردن خلطى كه به واسطه سرماخوردگى در گلو وجود دارد چطور؟
ج) تا به فضاى دهان نرسيده اشكال ندارد و اگر به فضاى دهان رسيده، بنابر احتياط واجب نبايد فرو برد و اگر عمداً فرو برد، بنابر احتياط قضا و كفاره بر او واجب مى‏شود.
س: زكات فطره را در چه راهى بايد مصرف كرد؟
ج) مصرف زكات فطره، همان مصرف زكات مال است ولى احتياط آن است كه با وجود فقير در محل، به مصارف ديگر نرسد.

س: اينجانب زمانى كه به سن تكليف رسيدم نسبت به احكام جنابت و حتى خود جنابت آگاهى نداشتم. حكم نماز و روزه‏هايى كه در آن حال انجام داده ام چيست؟


ج) نمازهايى را كه در حال جنابت خوانده ايد بايد قضا نماييد و روزه‏ها در صورتى كه جاهل به اصل جنابت بوده و اصلاً نمى‏فهميده ايد جنابت چيست، صحيح است ولى اگر جنابت را مى‏دانسته و جاهل به وجوب غسل بوده ايد، بايد قضاى روزه‏ها را بجا آوريد و اگر در ياد گرفتن مسأله كوتاهى نكرده باشيد كفاره ندارد والاّ بنابر احتياط واجب كفاره هم دارد.
س: حكم روزه كسى كه با خود كارى انجام دهد كه به طور غيراختيارى جنب شود، چيست؟

ج) اگر كار مذكور به قصد انزال بوده، و يا مى‏دانسته كه با اين كار جنب مى‏شود، و يا عادت او بر اين بوده است؛ و در عين حال عمداً چنين كارى كرده و جنب شده، حكم جنابت عمدى را دارد يعنى هم قضا بر عهده او مى‏باشد و هم كفاره.

س: اگر كسى چند سال با عذرهاى واهى يا از روى سهل انگارى روزه نگرفته باشد، چه بايد بكند؟
ج) قضاى آنچه از ماه رمضان از او فوت شده، بر او واجب است، و اگر افطار، عمدى و بدون عذر شرعى بوده، علاوه بر قضا، كفاره هر روز هم واجب است كه عبارت است از: شصت روز روزه يا اطعام شصت فقير و يا دادن شصت مـُد طعام به شصت مسكين كه سهم هر كدام يك مدّ (750 گرم) است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 14:40  توسط محمد حسین  | 

فضيلت اعمال مستحبى ماه رمضان

دعا و استغفار

قال على بن ابيطالب عليه السلام:

«عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم» (1) ؛ بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است.

توضيح:

از وظايف روزه‌داران در اين ماه، دعا و درخواست ‏حوايج از حضرت حق است كه بنده احساس نياز به پيشگاه بى‌نياز كرده، و دست‌هاى احتياج خويش را به درگاه او دراز مى‏كند.


روزهاى ماه رمضان

قال رسول الله صلى الله عليه و آله:

ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عندالله افضل الشهور، و ايامه افضل الايام و ليالى افضل الليالى و ساعاته افضل الساعات (2) ؛ اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شب‌هايش بهترين شب‌ها و ساعاتش بهترين ساعات.


اعتكاف

قال رسول الله صلى الله عليه و آله:

اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتين و عمرتين (3) ؛ اعتكاف در يك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.

توضيح:

در ايام و ليالى مقدسه‏اى، طبق روايات رسيده از ائمه معصومين عليهم السلام مستحب است كه هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ماه مبارك رمضان را در مسجد معتكف شود، كه پيامبر اكرم در تمامى عمرش چنين مى‏كرد.


تلاوت قرآن

بهترين اعمال در شب‌ها و روزهاى ماه مبارك رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ويژه‏اى برخوردار است چنانچه وارد شده:

قال ابو جعفر (عليه السلام):

لكل شى‏ء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان (4) ؛ براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.

بنابراين امتيازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماه‌هاى ديگر بيشتر است.

قال رسول الله صلى الله عليه و آله:

من تلافيه آية من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فى غيره من الشهور (5) ؛ اگر كسى در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثوابش مثل كسى است كه در غير ماه رمضان يك ختم قرآن كرده است.


افطارى و صدقه دادن

قال الباقر عليه السلام:

يا سدير، هل تدرى اى ليال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداك ان هذه ليالى شهر رمضان فما ذاك؟ فقال له اتقدر على ان تعتق كل ليلة من هذه الليالى عشر رقاب من ولد اسمعيل؟ فقال له سدير بابى انت و امى لا يبلغ مالى ذاك، فما زال ينقص حتى بلغ به رقبة واحدة فى كل ذلك يقول: «لا اقدر عليه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى كل ليلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (عليه السلام):

فذاك الذى اردت يا سدير، ان افطارك اخاك المسلم يعدل عتق رقبة من ولد اسماعيل عليه السلام. (6)

اى سدير! آيا مى‏دانى چه شب‌هايى است اين شب‌ها؟ سدير گفت:

بلى فدايت گردم اين شب‌ها، شب‌هاى ماه رمضان است، مگر اين شب‌ها چگونه است؟ امام عليه السلام فرمودند: آيا قدرت دارى هر شب از اين شب‌ها ده بنده از فرزندان اسماعيل (ع) را آزاد كنى؟ پس سدير عرض كرد: پدر و مادرم به فدايت، ثروتم كفاف نمى‏دهد، پس امام پيوسته تعداد بنده‏ها را كم كرد، تا رسيد به يكى در تمام اين ماه، سدير گفت: قدرت ندارم پس امام به او فرمود: آيا قدرت ندارى هر شب يك مسلمان روزه‏دارى را افطار دهى؟ سدير عرض كرد: بلى تا ده نفر را هم مى‏توانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود:

اى سدير همان است كه اراده كردى يعنى با افطارى دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و آزاد كردن ده بنده از اولاد اسماعيل (ع) نايل مى‏گردى.

توضيح:

خداوند انسان روزه‏دار را بر آنچه انفاق مى‏كند در خوردني‌ها و آشاميدني‌ها محاسبه نمى‏كند ولى در اين امر «اسراف‏» نشود.

عن ابى عبدالله عليه السلام:

من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعين نوعا من البلاء (7) ؛ هر كس در ماه رمضان صدقه‏اى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دو مى‏كند.


پى‏نوشت‏ها:

1- امالى شيخ صدوق، ص 61 .

2- امالى شيخ صدوق، ص 93 .

3- وسائل الشيعه، ج 7، ص 397 .

4- وسائل الشيعه، ج 7، ص 218 .

5- امالى شيخ صدوق، ص 93 .

6- من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 134 .

7- بحار الانوار، ج 93، ص 316 .

منبع:

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور) صفحه 92، جمعى از نويسندگان .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 14:38  توسط محمد حسین  | 

                                                                                                          
مناجات هاي حاج منصور
Download Play مناجات 1
Download Play مناجات 2
Download Play مناجات 3
Download Play مناجات 4
Download Play مناجات 5
Download Play مناجات 6
Download Play مناجات 7
Download Play مناجات 8
Download Play مناجات 9
Download Play مناجات 10
Download Play مناجات عبدالباسط
 
تواشيح
Download Play تواشيح 1
Download Play تواشيح 2
Download Play تواشيح 3
Download Play تواشيح 4
Download Play تواشيح 5
Download Play تواشيح 6
Download Play تواشيح 7
Download Play تواشيح 8
                                                                                                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 14:35  توسط محمد حسین  | 

ماه رمضان

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.

رمضان از اسماء الله است

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.

و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:

آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

پى‏نوشت‏ها:

1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه

2- بحار، ج 96، ص 377

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 22

سيد حسين موسوى راد لاهيجى


+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 شهریور1386ساعت 14:11  توسط محمد حسین  | 

رسول! خوش گلدون بالام

Imageاكبر نبوى يكى از دوستان و نزديكان زنده ياد رسول ملاقلى پور همزمان با سالروز تولد اين كارگردان سينما (۱۷ شهريور) متن يادداشتى را منتشر كرد.
«جيران» روى تخت خوابيده بود. رنجور و ناتوان. قايقى در امواج بلند مرگ. چشمانش به در بود. به پنجره. هرمنفذى را مى كاويد به دنبال نور. به دنبال «رسول». دوست داشت رسول مثل هميشه كنارش باشد و رسول مثل هميشه مى آمد. پر سر و صدا اما مهربان. كنارش مى نشست.

 موهاى «جيران» را نوازش مى كرد. انگشتان حنا بسته اش را مى بوييد، «جيران» را مى بويد. مى خواست همه سلول هايش دوباره رنگ و بوى «جيران» را بگيرد.
درست مثل همان ۹ ماهى كه «جيران» او را در درون پرورانده بود. رسول كه آمد جيران سبك شد. مثل نسيم. گويى كوه انتظار داشت خوردش مى كرد. لبخند زد. بعد چشمانش به گوشه اى خيره شد. انگار چيز خاصى مى ديد و مى شنيد. بعد سبك تر شد. خيلى سبك. نفس عميقى كشيد و چشمانش را به رسول دوخت. رسول نگاه مى كرد. باهمه وجود نگاه مى كرد. چند دانه اشك روى پرده چشمانش مى لرزيد. رسول مقاومت مى كرد تا پايين نيايد. اما در يك لحظه، در يك آن، در يك بى زمانى محض، درمرز بودن و نبودن وقتى جيران آخرين نفس را كشيد، اشك هاى رسول هم فرو ريخت.
انگار رسول درخود شكست. احساس مى كرد در كانون گردباد گرفتار شده است. سپس خود را در يك تونل تاريك روشن ديد كه تا آنسوى مرز بودن امتداد داشت. «جيران» را ديد كه به سوى انتهاى تونل مى رود.
آن سوى تونل نور بود. جيران مى رفت و هرازگاه بر مى گشت و به رسول نگاه مى كرد. يك باره نور تنوره كشيد و «جيران» را در خود فرو برد.
رسول فرياد زد و جيران را صدا كرد. . .
«جيران» درد داشت و با همه وجودش جيغ مى كشيد. عرق زن قابله كه ميان سال بود و صورتى تكيده داشت درآمده بود. نوزاد سرسختى مى كرد. انگار نمى خواست به اين راحتى تسليم شود. قابله سر بلند كرد و به چهره درد كشيده و متورم «جيران» نگاه كرد و گفت: عجب بچه تخس و لجبازيه مثل اين كه به هيچ صراطى مستقيم نيست. زور بزن جيران جان. بچه هايى كه سخت دنيا مى آيند مهربان تر هستند. انگار بعدا اين سختى و رنج مادر يادشان مى آيد. به همين خاطر تلاش مى كنند كه گوشه اى از آن را جبران كنند. زور بزن جيران جان. زور بزن
جيران در ميان جيغ و درد زور مى زد. يك لحظه انگار احساس خلاء كرد. چيزى نفهميد. يك كرختى مرموزم كه سر بچه هاى قبل تجربه نكرده بود دركاسه سرش به جريان افتاد. همه جا ساكت بود. «جيران» حس مى كرد بى وزن شده است. زن قابله حرف مى زد اما «جيران» فقط تكان خوردن لب هايش را مى ديد. چيزى مثل خواب رفتگى پاها تمام جسمش را در خود گرفته بود. احساس كرد كه ديگر جيغ هم نمى كشد. هيچ دردى نداشت. سبك شده بود. . .
مدتى گذشت يك دفعه احساس كرد صدايى
مى شنود. اول گوشهايش از كرختى درآمد. دقت كرد. صداى يك نوزاد بود«جيران» متوجه موقعيت خود نبود.
بنابراين از شنيدن صداى نوزاد تعجب مى كرد. بعد به مرور از كرختى درآمد. ديد زن قابله نوزادى را لاى يك پارچه سفيد پيچيده و مى خندد. يك دفعه «جيران» جيغ كشيد يادش آمد كه چه گذشته و او اكنون درچه وضعيتى است.
با صدايى پر از شوق اما زخمى و رنجور به زن قابله گفت: رسول جانم را بده. ميوه دلم را بده. نوزاد گريه مى كرد. قابله نوزاد را به جيران داد و در همان حال گفت: بيا اين هم شازده ات بعد مى خواست به «جيران» بگويد: چه خبره بابا مگه تحفه است.
اما وقتى به صورت سرخ و بنفش نوزاد نگاه كرد گفت: واقعا كه تحفه است بعد پيش خود تكرار كرد «رسول».
«رسول» در آغوش جيران آرام گرفت.
«جيران» مى خنديد. ازته دل. قهقهه مى زد. صدايش طنين برداشت. سقف اتاق را شكافت. در آسمان پيچيد.
بعد با همه جانى كه داشت گفت: رسول! خوش گلدون بالام. خوش گلدون. من ايم قلبيم. خوش گلدون. من ايم جانيم. من ايم عمريم. خوش گلدون بالام.
پى نوشت:
«جيران» نام مادر بزرگوار رسول است و رسول فيلم آخرش «ميم مثل مادر» را به ياد روح و خاطره او ساخت.

 
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 13:41  توسط محمد حسین  | 

سالروز عمليات آفندي بازي دراز ‌٢ سال ‌١٣٦٠

Imageبه دنبال تحركات قابل توجهي كه در نيمه اول سال ‌١٣٦٠ و قبل از اولين سالگرد تجاوز دشمن در منطقه جنوب و شمال غرب توسط نيروهاي ايراني انجام شد، به نظر مي‌رسيد انجام تحرك مناسبي در منطقه غرب نيز ضروري باشد.
بر اين اساس و با عنايت به عدم موفقيت كامل عمليات بازي دراز در مرحله اول(‌٢/٢/ ‌١٣٦٠) با تدبير مناسب و طرح ريزي دقيق، مرحله دوم عمليات بازي دراز توسط قرار گاه مقدم نيروي زميني ارتش طراحي و اجرا گرديد.

جدا از آزادسازي مناطق غرب كشور كه هدف عمليات‌هاي اين منطقه بوده است، تمركز دشمن در منطقه جنوب باعث نگراني از ادامه حمله دشمن شده و مانع از موفقيت اساسي و آزاد سازي مناطق اشغالي مي‌شد؛ بنابراين حتي با تصور عدم موفقيت هرگونه اقدامي در اين منطقه لازم بود تا جهت جلب توجه دشمن عمليات محدودي طراحي و اجرا گردد. مرحله دوم عمليات بازي دراز بدين صورت طراحي و اجرا گرديد و هر چند به موفقيت كامل منجر نشد ولي تيپ ‌٣٢ نيرو مخصوص عراق كه در بغداد مشغول آموزش و تمرين عبور از رودخانه جهت عبور از بهمنشير براي اشغال آبادان بود,توسط سرفرماندهي عراق در منطقه غرب به كار گرفته شد و از اشغال احتمالي آبادان نيز بدين شكل ممانعت به عمل آمد و راه براي شكستن محاصره آبادان تسهيل شد.
چند روز قبل از اين عمليات امير سرلشگر علي داد همتي توسط منافقين در اتومبيل مورد سو قصد قرار گرفت و به شهادت رسيد.
در روز اول و دوم عمليات، ارتفاعات قراويز، شيرين آب و دار بلوط تصرف شد ولي در سيردهم و جهاردهم شهريور آن سال فشار فوق العاده دشمن و انجام ‌٥ پاتك، نيروهاي خودي به مواضع قبل از حمله مراجعت نمودند.
‌١٠٠٠ نفر كشته و زخمي و ‌٧٩ نفر اسير از عراق نتيجه انهدام نفرات تيپ‌هاي ‌٣ و ‌٣٩ پياده كوهستاني و ‌٣٢ نيروي مخصوص بود. همچنين وسايل و تجهيزات يگان‌هاي قيد شده منهدم گرديد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 12:13  توسط محمد حسین  | 

شهید کاوه

به سال 1340 ه.ش در مشهد مقدس، در خانواده‌اي مذهبي و دوستدار اهل بيت عصمت و طهارت(ع) متولد شد. پدرش كه از كسبه متعهد به شمار مي‌آمد، در دوران ستمشاهي و اختناق، با علماء و روحانيون مبارز، از جمله حضرت آيت‌الله خامنه‌اي شهيد هاشمي‌نژاد و شهيد كامياب ارتباط داشت. وي كه براي تربيت فرزندش اهميت زيادي قايل بود، محمود را همراه خود به مجالس و محافل مذهبي و نماز جماعت مي‌برد و از اين راه فرزندش را با مكتب اهل بيت (ع) و تعاليم انسان‌ساز اسلام آشنا مي‌كرد.

شهيد كاوه دوران تحصيلات ابتدايي خود را در چنين شرايطي سپري كرد. از آنجا كه خواست پدرش به هنگام تولد محمود، اين بود كه وي را در سلك صالحان و پيروان واقعي مكتب اسلام قرار دهد، با علاقه قلبي و مشورت پدر وارد حوزه علميه شد و همزمان، تحصيلات دوران راهنمايي و دبيرستان را نيز ادامه داد. با شروع جريانات انقلاب، او كه جواني بانشاط، فعال و مذهبي بود با شركت در محافل درسي مسجد جوادالائمه(ع) و امام حسن مجتبي(ع) كه در آن زمان از مراكز تجمع نيروهاي مبارز بود، از هدايتها و تعاليم حضرت آيت‌الله خامنه‌اي بهره‌هاي فراواني برد و ره توشه‌هاي همين تعاليم را با خود به محيط دبيرستان و ميان دانش‌آموزان منتقل مي‌نمود. او در دبيرستان به عنوان محور مبارزه شناخته مي‌شد. با علاقه وافر، به پخش اعلاميه‌هاي حضرت امام خميني(ره) مي‌پرداخت و فعالانه در راهپيماييها و درگيريهاي زمان انقلاب شركت داشت. 

فعاليتهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي

با پيروزي انقلاب اسلامي شهيد كاوه جزو اولين عناصر مومن و متهدي بود كه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در شهر مقدس مشهد پيوست و پس از گذراندن يك دوره آموزش شش ماهه چريكي، به آموزش نظامي برادران سپاه و بسيج پرداخت. پس از آن براي حفاظت از بيت شريف حضرت امام خميني(ره) در يك ماموريت شش ماهه به تهران عزيمت كرد و با شروع جنگ تحميلي، به همراه تعدادي از نيروهاي خراسان به جبهه‌هاي جنوب اعزام شد. مدتي بعد به علت نياز شديدي كه پادگان به مربي داشت، او را براي آماده‌سازي و آموزش نيروها به مشهد فراخواندند. 

شهيد كاوه در كردستان

علي رغم اينكه براي آموزش نيروها اهميت بالايي قايل بود و مسئول مستقيم او زياد تمايل نداشت وي را (كه از مربيان دلسوز و قوي محسوب مي‌شد) به جبهه اعزام نمايد. اما روح پرتلاطم او به دنبال فرصتي بود تا رودرروي دشمن قرار گيرد و در صحنه‌هاي كارزار انقلاب و ارزشهاي آن عملاً دفاع نمايد. بنابراين در اولين فرصت با جلب رضايت فرمانده پادگان با شور و شوقي فراوان به ديار كردستان (كه در آن زمان توسط گروهكها و عناصر ضدانقلاب دچار مشكلات و آشوب شده بود)، عزيمت كرد. او كه به همراه تعدادي از برادران پاسدار جهت آزادسازي شهر بوكان وارد كردستان شده بود، به دليل لياقتها و مهارتهايي كه داشت در همان ابتدا به عنوان فرمانده يك گروه دوازده نفره انتخاب شد. شهيد كاوه در اين منطقه براي مبارزه با ضدانقلاب – كه از حمايتهاي خارجي برخوردار بود و با جناياتي هولناك، توطئه شوم جدايي ان نقطه از ميهن اسلامي را در ذهن مي‌پروراند – شب و روز نداشت و به دليل تلاش بسيار زياد، جديت و پشتكار، شجاعت و روحيه شجاعت‌طلبي كه داشت، در مدت كوتاهي به سمت فرماندهي عمليات سپاه سقز منصوب شد و در اين زمان با ناباوري همگان همراه تعداد كمي نيرو، عمليات آزاد سازي منطقه مرزي بسطام را با شهامت غير قابل وصفي طرح ريزي و45 كيلومتر جاده مرزي را طي يك مرحله ودر عرض 24 ساعت در قلب منطقه تحت نفوذ ضد انقلاب آزاد نمود .

ضد انقلاب كه با برخورداري از سلاح وامكانات ونيروي رزمي فراوان،عرصه را براي نيروهاي نظامي وانتظامي تنگ كرده بود وجنايات فجيعي مرتكب مي شد،باورود جوانان دلير ومتعهدي چون شهيد كاوه به صحنه عمليات،به اين نتيجه رسيد كه ماندن در كردستان برايش سنگين تمام خواهد شد.شهيد كاوه وهمرزمانش با عمليات پي در پي، مزدوران استكبار را در منطقه منفعل ومستا صل نموده بودند تا جايي كه ضد انقلاب در اوج استيصال ودر ماندگي براي زنده يا مرده او جايزه تعيين كرده بود. 

نقش شهيد در تيپ ويژه شهدا 

 به دنبال عمليات سرنوشت‌ساز نيروهاي سپاهي در محورهاي مختلف كردستان و همزمان با تشكيل تيپ ويژه شهدا (كه فرماندهي آن بر عهده شهيد ناصر كاظمي بود) شهيد كاوه به عنوان فرمانده عمليات اين تيپ انتخاب شد. پس از مدت كوتاهي از فعاليت او در اين مسئوليت (كه با آزادسازي بسياري از مناطق همراه بود) آوازه تيپ ويژه شهدا، آنچنان ضدانقلاب ها را متحير ساخت كه بكلي روحيه خود را از دست دادند و در مقابل هر يوريش رزمندگان اسلام، فرار را بر قرار ترجيح مي‌دادند و مي‌دانستند كه مقاومت در مقابل اين يگان جز خسارت ونابودي ثمري نخواهد داشت.

آزاد سازي سد بوكان وجاده 47 كيلومتري آن،آزاد سازي جاده صائبين دژ به تكاب ،پاكسازي منطقه كيلر واشتوزنگ ،آزاد سازي محور استراتژيك پيرانشهر به سردشت كه به عنوان مركزيت ونقطه ثقل ضد انقلاب بشمار مي آمد ومنجربه انهدام مركز راديوئي آنها وفتح ارتفاعات مهم مرزي منطقه آلواتان وآزادسازي زندان دوله تو وكشتن بيش از 750 نفر از ضد انقلاب گرديد،از جمله نبردهاي تهاجمي بود كه توسط شهيد كاوه وهمرز مانش در تيپ ويژه شهدا طرح ريزي وبه اجرا گذاشته شد. تعداد عملياتي كه بوسيله اين شهيد عليه ضد انقلاب فرماندهي شد ، آن قدر زياد است كه ذكر نام تمامي آنها در اين مختصر ميسر نيست.او كه پس از شهادت سرداران رشيد اسلام ، شهيد ناصر كاظمي ، شهيد محسن گنجي زاده وشهيد محمد بروجردي در خرداد1362 رسما به فرماندهي تيپ منصوب شده بود ،با تلاش همه جانبه براي آموزش،سازماندهي وآماده سازي نيروها از هيچ كوششي دريغ نمي ورزيد.بنا به صلاحديد فرماندهي محترم سپاه در تاريخ 29/4/1362 تيپ ويژه شهدا ماموريت يافت تا در عمليات برون مرزي والفجر 2 كه در منطقه حاج عمران انجام مي‌گرفت شركت نمايد. در اين عمليات شهيد كاوه با هدايت قوي رزمندگان، اهداف از پيش تعيين شده تيپ از جمله ارتفاعات 2519 را با موفقيت به تصرف درآورد.

همزمان با عمليات والفجر 4 ماموريت پاكسازي محور سردشت از لوث وجود ضدانقلاب (دمكراتها و منافقين) به اين تيپ واگذار شد. رزمندگان غيور و سلحشور نيز ضمن تسلط به ارتفاعات مرزي كوه سير، قوري، تالشو روستاي اسلام آباد، مركز راديويي منافقين و مقر دمكراتها را تصرف كردند. تيپ ويژه شهدا سال 63 در عمليات بدر همراه با ساير يگانهاي سپاه، با دشمن تا دندان مسلح جنگيد و در تاريخ 23/4/64 در عمليات قادر (همراه با يگانهايي از ارتش جمهوري اسلامي) در جبهه شمالي سيدكان عراق باعث بر هم زدن آرايش نظامي دشمن گرديد. همچنين در عمليات پشتيباني والفجر 9 كه در منطقه چوارته عراق انجام گرفت، در انهدام قواي دشمن و تصرف بخشي از خاك آنان نقش موثر داشت، كه هر كدام نشاني از دلاوريها و حماسه‌آفريني شهيد كاوه و يارانش را در خود ثبت كرده است. 

ويژگيهاي اخلاقي  

صفات ارزنده و ويژگيهاي ايماني كه اين شهيد داشت باعث شد كه خود را وقف انقلاب كند و با اهميتي كه كردستان براي وي داشت خود را فرزند كردستان معرفي مي‌كرد. روحيه والا و انساندوستي او به قدري در اطرافيان اثر مي‌گذاشت كه با وجود تبليغات سوء دشمنان و ايجاد جو مسموم عليه آن شهيد و يگان تحت امرش، هنگامي كه به درجه رفيع شهادت نايل شد، مردم مهاباد با پاي برهنه زير پيكر پاك و مطهر سردار بزرگ خود بر سر و سينه مي‌زدند و اشك مي‌ريختند و ضدانقلاب را نفرين مي‌كردند. او با الهام از سخن خداوند كه در وصف مومنان بيان شده است: «اَشِدّاءُ عَلَي الكُفّار رُحَماء بَينَهم»، در قلب مردم و نيروها جاي گرفته بود و هيچ انگيزه‌اي جز خدمت به انقلاب و احياي ارزشهاي الهي نداشت. شهيد كاوه در عين حال كه تمام اوقاتش را براي مبارزه به كار مي‌بست، از پرداختن به تكاليف ديني و انجام مستحبات نيز غافل نبود. او از مروجين قرآن كريم بود و با عشق خالصانه به اسلام و مكتب، آيات جهاد را تلاوت مي‌كرد و در صحنه جنگ و مقاتله با دشمنان، آن را در عمل تفسير مي‌نمود. روحيه اطاعت‌پذيري و ولايتي، هوش سرشار و چابكي در عمليات، مسلح بودن به سلاح تقوا و اخلاق حسنه، شجاعت و بي‌باكي، ساده زيستي و صميميت با نيروها از جمله ويژگيهاي شخصيتي آن شهيد والامقام است.

با وجودي كه در مقابل ضدانقلاب سازش‌ناپذير، جسور و با شهامت بود، اما در داخل تيپ با نيروهاي تحت امر خود برخوردي بسيار متواضعانه و باصفا و صميمي داشت و همين تواضع او سبب شده بود كه محبوبيت خاصي در بين نيروها داشته باشد. شهيد كاوه در قلب نيروهاي بسيجي و سپاهي جاي داشت. او مصداق بارز تلفيق محبت و قاطعيت در امر فرماندهي نظامي بود. روزي يكي از نزديكان وي به منطقه آمده بود. يكي از برادران تقاضا كرد كه كار مناسبي به او محول كند، شهيد كاوه پاسخ داد: همه بسيجي‌ها فاميل من هستند. در بعد آمادگي جسماني هيچ‌گاه از ورزش غافل نبود و با تشويق نيروها و حضور در مسابقات ورزشي، آمادگي رزمي نيروها را بالا مي‌برد. همواره براي تشويق بچه‌ها مي‌گفت: موفقيت من در كوههاي بلند كردستان مديون ورزش است. او چريكي زبده بود كه در عمل و جنگ چريك شده بود نه با درسهاي تئوري.

شهيد كاوه هميشه راهگشاي عمليات بود، هرجا كه كار گره مي‌خورد او رهگشا بود و هر كجا كه از عزم و اراده رزمندگان كاسته مي‌شد، اراده پولادين او به همه آن عزيزان، روحيه‌اي تازه مي‌بخشيد. او براي اينكه بتواند عمليات را بهتر هدايت كند با سلاح پيشاپيش رزمندگان حركت مي‌كرد. با اينكه بارها در صحنه‌هاي عملياتي مجروح شده بود، ولي هميشه قبل از بهبودي، به منطقه باز مي‌گشت و در برخي از مواقع نيز نيروها او را با سر و بدن باندپيچي شده مي‌ديدند كه در ميانشان حاضر مي‌شد و آماده پذيرش ماموريت و اجراي عمليات بود.

سرتيپ شهيد حسن آبشناسان – فرمانده لشكر 23 نوهد – مي‌گويد: اگردر دنيا يك چريك پاكباخته و دل باخته به اسلام و حضرت امام(ره) وجود داشته باشد، محمود كاوه است و هر رزمنده‌اي كه بخواهد خوب پخته و آبديده شود بايد با تيپ ويژه شهدا پيش برود. او داراي فضايل روحي و اخلاقي ويژه‌اي بود و انجام كار خالصانه و بي‌ريا را سرلوحه زندگي خود قرار داده بود. عموماً كم سخن مي‌گفت و بيشتر عمل مي‌كرد و همواره سعي مي‌كرد وحدت ارتش و سپاه حفظ شود و ارتشيان نيز او را از خود مي‌دانستند. اين خصال و روحيات فرماندهي بود كه تيپ شهدا را به آنجايي رساند كه مقام معظم رهبري درباره اين يگان و شهيد كاوه فرمودند: تيپ ويژه شهدا كه ايشان فرماندهي‌اش را برعهده داشتند يكي از واحدهاي كارآمد ما محسوب مي‌شد. ... او در عمليات گوناگون شركت داشت و كارآزموده ميدان جنگ شده بود. از لحاظ نظم، اداره واحد، مديريت قوي، دوستي و رفاقت با عناصر لشكر، از لحاظ معنوي، اخلاق، ادب، تربيت، توجه و ذكر، يك انسان جوان، اما برجسته بود. ... اين وجوان (شهيد كاوه) جزو عناصر كم‌نظيري بود كه او را در صدد خودسازي يافتم. حقيقتاً اهل خودسازي بود، هم خودسازي معنوي و اخلاقي و تقوايي و هم خودسازي رزمي. 

نحوه شهادت 

دهم شهريور ماه 1365، روزي كه روح اين سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقيه‌الله الاعظم(عج) در عمليات كربلاي 2 بر بلنداي قله 2519 حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و كوه، ياد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت كرد. آن روز، كاوه مزد جهاد را كه شهات بود، دريافت كرد و به بارگاه عزالهي فراخوانده شد. خصال و ويژگيهاي درخشنده او در تمام مدت خدمتش و در تصدي مسئوليتهاي مختلف درسي است بس بزرگ براي همه سربازان اسلام و پاسداران انقلاب اسلامي، تا با به كارگيري آنها و آراسته شدن به آن سجاياي اخلاقي، نمونه هايي از لشكريان مخلص حضرت بقيةالله العظم(عج) باشند و خود را براي دفاع از حريم اسلام و ارزشهاي متعالي آن، همواره مهيا و آماده سازند. 

حركت فرمانده تيپ 155 شهدا به سوي شهادت   

در وضعيت فوق طاقت و شدت دشواري كه نيروهاي عمل كننده خواه ناخواه با آن مواجه بودند و سبب شده بود پيروزي را نيز دور از دسترس ببينند، تيپ ويژه 155 شهدا، به خصوص فرمانده آن ، مؤمنانه و شجاعانه در عرصه درگيري وارد شدند. شهيد اميري مقدم، راوي مركز مطالعات و تحقيقات جنگ در اين تيپ، در گزارش خودش از عمليات كربلاي 2، درباره حركت نيروها براي ادامه عمليات و سرانجام آن، چنين روايت كرده است: «تغييرات انجام شده در طرح مانور و عدم موفقيت كامل تيپ ويژه 155 شهدا در عمليات شب گذشته، موجب ترديد در مسئولان، خصوصاً فرماندهان اين تيپ شده بود. اين ترديد اگرچه در خود فرمانده تيپ (برادر محمود كاوه) نيز وجود داشت ولي وي با توجه به حساسيت زمان و مصلحت كُل عمليات، اين ترديد را بروز نمي داد و به همين دليل تصميم گرفت براي زدودن ترديدها و تقويت روحيه عملياتي در افراد تيپ، به همراه نيروهاي عمل كننده در منطقه درگيري حاضر شود. وقتي كه مسئولان تيپ از اين تصميم آگاه شدند درصدد برآمدند كه وي را از اين عمل باز دارند. فرمانده يكي از گردان ها (برادر صلاحي) براي منصرف كردن وي، مي گويد: «شما اين كار را نكنيد، آتش دشمن زياد است، مسير، بدمسيري است، خداي نكرده طوري مي شود. «فرماندهي در جواب مي گويد: «خب، اگر اين طور است، ما هم شهيد مي شويم. اگر كار مثل شب گذشته بشود، ما هم حاضريم امشب شهيد شويم.» به همان اندازه كه خود وي در رفتن به خط درگيري مصمم بود، ساير مسئولان تيپ مخالف بودند.مكالمه زير كه در آخرين دقايق قبل از عزيمت برادر كاوه به منطقه و در هنگام پوشيدن پوتين، بين وي و قائم مقام تيپ (برادر منصوري) انجام گرفت، بيانگر اين واقعيت است كه ايشان چه قدر به رفتن و ديگران چه اندازه در بازداري وي مصمم بوده اند. متن مكالمه  اين چنين است: منصوري: رفتن شما نه به نفع اسلام است و نه به نفع...

كاوه: نه

منصوري: اگر نظر شما اين است كه نيروهاي عمل كننده آدم قوي تري مي خواهند، من قوي نيستم ولي مي روم جلو و يكي ديگر را اينجا مي گذارم.

كاوه: نه، من مي خواهم امشب، شما اينجا باشيد.

منصوري: من نمي خواهم.

كاوه: امشب كارها جور نمي شود.

منصوري: خب، اگر جور نمي شود با رفتن شما هم جور نمي شود.

كاوه: چه مي گويم! جور مي شود، ان شاءالله جور مي شود.

منصوري: البته اگر خدا بخواهد جور مي شود. شما هم اين جا كلي كار داريد: مسئله قرارگاه، هماهنگي توپخانه و...

كاوه‌: اين‌ها همه‌اش‌ حل‌ مي‌شود، اين‌ها مشخص‌ است‌.

منصوري‌ كه‌ از بحث‌ كردن‌ نتيجه‌ نمي‌گيرد، با پيش‌ كشيدن‌ تصميم‌ خودش‌ براي‌ رفتن‌ به‌ جلو، مي‌گويد: حالا در هر صورت‌ شما برويد، من‌ كار ندارم‌. من‌ هم‌ براي‌ انجام‌ مأموريت‌، گردان‌ امام‌حسين‌(ع‌) را برمي‌دارم‌ و مي‌روم‌.

كاوه‌: خُب‌، شما اين‌ كار را بكنيد.

منصوري‌: ولي‌ اين‌جا در مقر فرماندهي‌ تيپ كارها مي‌خوابد.

كاوه‌: مسئله‌اي‌ نيست‌، شما همين‌ اول‌ درگيري‌ كه‌ من‌ جلو هستم‌، اين‌جا باشيد.

منصوري‌ وقتي‌ باز هم‌ نتيجه‌ نمي‌گيرد، به‌طور جدي‌تري‌ مي‌گويد: آقاي‌ كاوه‌، مي‌خواهيد به‌ زور متوسل‌ بشويم‌؟ جلو رفتن‌ شما اصلاً درست‌ نيست‌، منطقي‌ نيست‌.

كاوه‌: امروز با روزهاي‌ ديگر فرق‌ مي‌كند، من‌ يك‌ چيزهايي‌ مي‌دانم‌، يك‌ چيزهايي‌ هست‌، مي‌دانم‌ ترديد هست‌.

منصوري‌: خُب‌، ترديد طبيعي‌ است‌، بايد باشد.

كاوه‌: خُب‌ اگر آدم‌ خودش‌ جلو باشد و يك‌ وقت‌ مسئله‌اي‌ پيش‌ آمد، مي‌تواند هم‌ پيش‌ خداي‌ خودش‌ و هم‌ پيش‌ خلق‌ خدا و....

برادر كاوه‌ سكوت‌ مي‌كند و براي‌ هدايت‌ گردان‌ امام‌حسين‌(ع‌) از سنگر فرماندهي‌ خارج‌ مي‌شود.»

راوي تيپ ويژه155شهدا سپس افزوده است :«به هنگام اعزام گردان ها براي انجام ما موريت ، ابتدا گردان امام حسين (ع)، سپس گردان امام سجاد (ع) درحالي كه فر ماندهي تيپ ( محمود كاوه )پيشاپيش آنها  قرار داشت ، حركت خود را براي تصرف ارتفاع 2519 آغازكردند. طبق طرح مانور قرار بود گردان امام حسين (ع) پايگاه هاي 1 و2 وگردان امام سجاد (ع) پايگاه هاي 3و4 را تصرف كنند . حساسيت دشمن نيز نسبت به شب اول كمتر شده بود .واحتمال جدي نمي داد در اين محور مجددا عمليات شود ، از اين رو اجراي آ تش وپرتاب منور آ نها نيز اندكي كاهش يافته بود . به هر ترتيب حدود ساعت يك بامداد كه نيروهاي پياده پس از پيمودن مسافت فاصله خط خودي تا دشمن به زير اهداف مورد نظر رسيدند تا با هماهنگي آ تش خودي در گيري را شروع كنند در همين حين گلوله خمپاره كنار برادر كاوه به زمين اصابت كرد واو در جاشهيد شد.»به‌ دنبال‌ شهادت‌ فرمانده‌ تيپ ويژه 155 شهدا (شهيد محمود كاوه‌) در منطقه‌ عملياتي‌ كربلاي‌2، از مراسم‌ تشييع‌ وي‌ در مشهد، روزنامه‌ كيهان‌ (16/6/1365) چنين‌ گزارش‌ داده‌است‌: در اين‌ مراسم‌ كه‌ با حضور مسئولان‌ استان‌ خراسان‌ و نيروهاي‌ نظامي ‌ و انتظامي‌ شهر مشهد برگزار شد، پيكر پاك‌ اين ‌ سردار اسلام‌ بر دوش‌ انبوهي‌ از اقشار مختلف‌ امت‌ حزب‌الله‌ مشهد تا بارگاه‌ ملكوتي‌ امام‌رضا(ع‌) تشييع‌ و پس‌ از طواف‌ ضريح‌ مطهر، طي‌ مراسمي ‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.» راوي‌ قرارگاه‌ حمزه‌ ـ‌ع‌_ (اسدالله‌ احمدي‌) به ‌ نقل‌ از فرمانده‌ لشكر 5 نصر (باقر قاليباف‌) نوشته‌است‌: «در مراسم‌ تشييع‌ جنازه‌ شهيد محمود كاوه‌، پدر وي‌ درخواست‌ حجت‌الاسلام‌ طبسي‌ توليت‌ آستان‌ قدس‌رضوي‌ را مبني‌بر اين ‌ كه‌ پيكر شهيد محمود كاوه‌ در حرم‌ مطهر حضرت‌ رضا(ع‌) و يا در يكي‌ از حجره‌هاي ‌ مخصوص‌ حرم‌ دفن‌ شود نپذيرفت‌ و گفت‌: «پسرم ‌ از ابتدا با بسيجي‌ها بوده‌ و بهتر است‌ در كنار آنها دفن‌ شود.» 

گوشه اي از وصيتنامه 

دشمن بايد بداند و اين تجربه را كسب كرده باشد كه هر توطئه‌اي را كه عليه انقلاب طرح‌ريزي كند، امت بيدار و آگاه با پيروي از رهبر عزيز، آن را خنثي خواهد كرد. آينده جنگ هم كاملاً روشن است كه پيروزي نصيب رزمندگان اسلام خواهد شد و هيچگاه ما نخواهيم گذاشت كه خون شهيدانمان هدر رود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 19:52  توسط محمد حسین  | 

شهید دیالمه

 شهید دکتر عبدالحمید دیالمه در چهارم اردیبهشت 1333 در تهران ، در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود.دوران کودکی را در دامان پدرو مادری نمونه که خود درس تعلیم و تربیت را از اهل بیت فراگرفته بودند سپری نمود و در چنین خانه ای با عشق به اسلام و تشیع پرورش یافته و استعداد و ذوق بی حدش رو به تعالی گذاشت.
پس از طی دوره دبستان و با آغاز دوره متوسطه فعالیتهای اعتقادی و مبارزاتی را بطور جدی شروع کرد و همگام با فعالیت در دبیرستان به تحصیل در حوزه علمیه قم پرداخت.
شهید دیالمه ، سیره و حدیث را نزد اساتید محترم حوزه علمیه قم و علوم مختلفه منطق ، فلسفه و عرفان را نزد استاد شهید آیه الله مرتضی مطهری آموخت.
شهید دیالمه ، همگام با دروس حوزه ،تحصیل در رشته داروسازی را در سال 1350 در دانشگاه مشهد آغاز نمود.
از سال 1352 تا اواخر سال 1356 که مصادف با دوران خفقان رژیم منحوس پهلوی بود ، ایشان با استفاده از تعالیم عالیه اسلام در امر جهاد به معنای اعم آن در جهت تحقیق و تبلیغ سعی فراوان نمود و شروع به مبارزه مخفی با رژیم شاه نمود.
در سال 1354 به همراه چند تن از دوستان ، برای بررسی اوضاع منطقه و تهیه اسلحه به چاه بهار و خاش سفر کردند و در بررسیهای خود متوجه شدند که فروشندگان اسلحه ، در ارتباط با ساواک هستند ، لذا از خرید منصرف و با کوله باری از اطلاعات عازم مشهد می شوند که در چاه بهار توسط ساواک دستگیر ولی به علت موجود نبودن مدرک، پس از مدتی آزاد می شوند.
شهید دیالمه در سال اول تحصیلی خود در خوابگاه دانشگاه مشهد اقدام به تأسیس کتابخانه اسلامی نمودو از این طریق افراد را شناسایی و جذب می کرد، تا در آینده بتواند افکار اسلامی شیعی را به نسل جوان بیاموزد.
سپس با تشکیل گروههای چندین نفری اقدام به نشر افکار ناب اسلامی شیعی نموده و با آموزشهای عقیدتی و سیاسی توانست این خلاء فکری را در دانشگاه مشهد پر نماید و در چنان محیطی ، خط صحیح اسلامی را که به دور از افراط و تفریط ها است در دوستانی که گردش جمع شده بودند نمایان سازد که خود نیز پیشتاز و الگوی تمام نمای این تفکر بود.
البته در این مدت ساواک جهنمی رژیم منفور پهلوی او را راحت نگذاشته و با دستگیری و احضارهای مداوم موجبات ناراحتی وی را فراهم می کرد.
نشرفرامین امام خمینی (ره) مبنی بر دوری جستن از حزب رستاخیز و هشدارهای ایشان در مورد صهیونیسم ، گوشه ای از کارهای وی در دانشگاه بود .همچنین رهبری و طراحی تظاهرات علیه شاه معدوم در اوج خفقان سالهای 54-55 در پایین خیابان شهر مشهد و اعلام مرجعیت و رهبریت امام خمینی(ره) از عمده فعالیتهای ایشان است.
نکته قابل توجه در طول مبارزات شهید دیالمه این است که همواره اسلام در نظرش مطرح بود.در زمانی که امت بپاخاسته و مسلمان ایران و به خصوص نسل جوان تشنه اسلام ، آماده فراگیری هر گونه اعتقادی بودند ، گروههای مختلف در قالبهای گوناگون در مسیر اندیشه های این تشنگان قرار گرفته و با عناوین و القاب فریبنده توانستند مریدانی برای خویش بسازند و سعی کردند تا نقشه های استعمار و کفر جهانی را بار دیگر در ایران اسلامی پیاده کنند ، از آنجا که خدواند متعال حفظ اسلام و انقلاب مبتنی بر اسلام این مردم را تضمین نموده است ، این مکر و حیله های به خودشان بازگشت.در چنین اوضاع و احوالی شهید دکتر عبدالحمید دیالمه برای تداوم خط فکری استاد شهید مرتضی مطهری و با توجه به قدرت ایمانی که در وی بود ، مصمم گردید در برابر تمامی توطئه های پس از انقلاب در محیط دانشگاه ایستاده و اسلام اصیل را نشان دهد و کج رویها را راست کند.
شهید دکتر دیالمه جریان انحرافی منافقین را نه تنها پس از انقلاب که در واقع در سال 1354 با انتشار اعلامیه هایی در سرتاسر دانشگاه مشهد به عموم مبارزین هشدار داده بود.
در زمانی که با آبهای مسموم اندیشه های التقاطی و انحرافی ، جوانان نوخواسته ما را سیراب می کردند ، شهید دیالمه یکی از افرادی بود که با امکانات محدودش نقشی شگرف در تطهیر سیمای فرهنگ اسلامی از غرب زدگی و شرق زدگی ، در اذهان جوانان ایجاد نمود.
شهید دکتر دیالمه در سال 1357 ، به دنبال اوج گیری انقلاب شکوهمند اسلامی و به دنبال اعلام موجودیت رسمی و علنی ، مجمع احیاء تفکرات شیعی در سطح دانشگاه و شهر مشهد اقدام به برگزاری سخنرانیهای متعدد نمود و جوانان مسلمان و متعهدی که منتظر ظهور چنین محور استواری در میان آن همه تبلیغات زهرآگین دشمنان اسلام بودند ، به استقبالش شتافتند.
سرانجام شهید دکتر عبدالحمید دیالمه در حادثه خونین بمب گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی ، به دست منافقین کوردل ، دعوت حق را لبیک گفت و به شهادت رسید.
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 9:55  توسط محمد حسین  | 

نجوایی با اقا


شما محبوب مرا نديده‌ايد؟

عادت كرده‏ايم كه بگوييم منتظريم. عادت كرده‏ايم بعد از هر صلواتمان بگوييم: «... وَ عَجِّل فَرَجَهُم» يا اين ‏كه بعد از هر نماز دعاى فرج را بخوانيم. حتى از روى عادت براى سلامتى امام زمان (عج) صلوات نذر مى‏كنيم. به نبودنش، به نيامدنش، به انتظارمان عادت كرده‏ايم.

آنقدر در اين آخرالزمان در فتنه غرق شده‏ايم كه يادمان رفته مدينه فاضله يعنى چه؟ انگار عادتمان شده كه هر روز، خبر يك قتل، يك تصادف مرگبار يا يك سرقت را بشنويم. مثل اين‏ كه اگر پنج‏شنبه‏ها منتظر نباشيم، يكى از كارهاى روزمره‏مان را انجام نداده‏ايم. يا فكر مى‏كنيم اگر صبح‌هاى جمعه در مراسم دعاى ندبه شركت نكنيم، از دوستانمان عقب مانده‏ايم. آخرين بارى كه صبح جمعه بيدار شديم و از اين‏ كه «او» نيامده بود، دلمان گرفت؛ كى بود؟ عزيزى مى‏گفت: «خيلى وقت‌ها منتظريم. منتظر تلفن كسى كه دوستش داريم، يا نامه‏اى كه بايد مى‏رسيده و نرسيده؛ يا كسى كه بايد مى‏آمده. چند بار از اين دست انتظارها براى آن كسى كه مدعى انتظارش هستيم، داشته‏ايم؟ ... يك جاى كار مى‏لنگد.» راست مى‏گفت. يك جاى كار مى‏لنگد ...

چند روز قبل، مرد نابينايى را ديدم كه كنار خيابان ايستاده بود. نه به ماشين‌هايى كه برايش بوق مى‏زدند توجه مى‏كرد، نه به آدم‌هايى كه مدام به او تنه مى‏زدند. پسركى كنارش ايستاد. زير گوش پيرمرد چيزى گفت و او سرش را به علامت جواب مثبت تكان داد. و بعد، پسرك با نرمى زير بازوى پيرمرد را گرفت تا او را از خيابان بگذراند. به وسط خيابان كه رسيده بودند، ديدم لب‌هاى پسرك مدام تكان مى‏خورد و بر لب‌هاى پيرمرد هم لبخندى نشسته. خيابان شلوغ بود و چند دقيقه‏اى طول كشيد تا از عرض آن گذشتند. و در اين مدت پيرمرد و پسرك جوان با هم صحبت مى‏كردند و مى‏خنديدند. به سمت ديگر خيابان كه رسيدند، پيرمرد دست پسر را از بازويش جدا كرد و به سرعت به سمت لب‌هايش برد و بوسيد ... پسرك مات و مبهوت به پيرمرد كه عصازنان دور مى‏شد، خيره شده بود ...

من هم مات شده بودم. پس از چند لحظه‏اى كه به جاى خالى پيرمرد خيره شده بودم، به خودم آمدم. صداى بوق ماشين‌ها و همهمه مردم، به من فهماند كه در دنياى بى‏رحم اين زمانه، پيرمردى دست عاطفه فراموش شده بشرى را بوسيده، دست كمك به همنوع، دست «بنى‏آدم اعضاى يكديگرند» را ...

مى‏بينى چقدر در آخرالزمان غرق شده‏ايم؟ از اين روزهاى روز مرگى، از روزهايى كه با ديروز و فردايمان تفاوتى ندارند، خسته‏ام ...

چند وقت قبل ـ جايت خالى ـ ميهمان امام رضا عليه السلام بودم. يكى از شب‌ها، با حال و هواى غريبى، گيج و منگ، تن به سينه سرد ديوار داده، به ضريح، چشم دوخته بودم. دخترى كنارم نشسته بود. چادرش را تا روى صورت كشيده بود و با خود زمزمه مى‏كرد: «يا وجيها عندالله، إشفع لنا عندالله» يك ‏نفر بلندبلند صلوات مى‏فرستاد و كسى آن طرف‏تر خوابيده بود... از سمت ديگر ضريح، حدود 20 جوان، در حالى كه هر كدام گل سرخى در دست داشتند و منظم و عاشق به سمت ضريح حركت مى‏كردند، يكصدا شروع به خواندن كردند:

«اى خداى من اومدم دعا كنم                                        از ته دلم تو رو صدا كنم

اى خدا منم دارم در مى‏زنم                                           يه شب اومدم به تو سر بزنم ...»

با همين نواى دلنشين تا نزديك ضريح آمدند و ايستادند؛ دست بر سينه و سرشار از حس احترام:

«... اومدم امشبو منت بكشم                                   چه كنم، خيلى خجالت مى‏كشم

هميشه كرامت از بزرگ‏تر است                                  پيش تو دست پر اومدن خطاست.»

همه آدمها مى‏گريستند، همه آنهايى كه خواب بودند و يا بيدار ...»

تضرع عاشقانه‏شان كه به پايان رسيد، گلهايشان را به ضريح هديه دادند و رو به قبله، با دستانى سوى آسمان رفته، نشستند: «اللّهُمَّ كن لوليّكء الحجة‏ بن الحسن ...»

نمى‏دانم چرا نام زيبايش، گونه‏هايم را نيلوفرى كرد ... دعاى فرج كه تمام شد، برخاستند و با بغضى غريب شروع به زمزمه كردند:

«اباصالح! التماس دعا هر كجا رفتى ياد ما هم باش!

نجف رفتى، كاظمين رفتى، كربلا رفتى، ياد ما هم باش!

مدينه رفتى به پابوس قبر پيغمبر، مادرت زهرا ...

و دور شدند. ناخودآگاه نيم‏خيز شدم. مى‏خواستم دنبالشان بروم، بگويم: «ببخشيد آقاى محترم! شما يك مرد ميانسال را نديديد؟ مى‏گويند نشانش يك خال هاشمى است و يك شال سبز. شنيده‏ام مانند جدش، يتيمان را از محبت سيراب مى‏كند و همچون سيدالشهدا، مظلومان را از عدالت. همانى كه همه آدمها، همه اديان، موعود مى‏نامندش...

ببخشيد ! شما محبوب مرا نديده‏ايد؟»

منبع:

مجله موعود، شماره 47 . تصاوير ويژه نيمه شعبان

 

+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 11:52  توسط محمد حسین  | 

مولودی

حاج سعيد حداديان
مولودي 1 Play Download
مولودي 2 Play Download

 

 

حاج محمود کريمي
مولودي 1 سال 84 Play Download
مولودي 2 سال 84 Play Download
مولودي 3 سال 84 Play Download
مولودي 4 سال 84 Play Download
مولودي 5 Play Download
مولودي 6 Play Download
مولودي 7 Play Download
مولودي 8 Play Download
مولودي 9 Play Download

 

 

حاج حسن خلج
مولودي 1 Play Download
مولودي 2 Play Download
مولودي 3 Play Download

 

 

حاج احمد واعظي
مولودي Play Download

 

 

حاج مجيد بني فاطمه
مولودي 1 Play Download
مولودي 2 Play Download

 

 

حاج ميرداماد
مولودي Play Download

 

 

حاج سيب سرخي
مولودي 1 Play Download
مولودي 2 Play Download
مولودي 3 Play Download
مولودي 4 Play Download

 

 

حاج مختاري
مولودي Play Download

+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 11:34  توسط محمد حسین  | 

عید مبارک

سلام ببخشید یکم دیر شد تولد اقا امام زمان مبارک باشه

Z

خوشا آن سر که سوداى تو دارد
ملک غيرت برد , افلاک حسرت

دلم در سر تمناى وصالت
فرود آيد بجز وصل تو هيهات
دلم کى بازماند , چون به پرواز
چو مرغى مى تپم بر حاصل هجر

دل و جان را کنم ماواى آن کو
نهم در پاى آن شوريده سر , کو
فدايت چون کنم , بپذير جانا
چگونه تن زند از گفتگويت

خوشا آن دل که غوغاى تو دارد
جنونى را که شيداى تو دارد
سرم در دل تماشاى تو دارد
سر شوريده سوداى تو دارد
هواى قاف عنقاى تو دارد
که جانم عشق درياى تو دارد

دل و جان بهرماواى تو دارد
سر شوريده در پاى تو دارد
چرا کين سرتمناى تو دارد

چو در سر فيض هيهاى تو دارد

محسن فيض کاشانى

+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 10:12  توسط محمد حسین  | 

سلام دوستان اميدوارم حالتون خوب باشد
من با اجازتون مي خوام با كاروان راهيان نور به جنوب بروم اميدوارم قابل باشم
راستي برام دعا كنيد مخصوصا در نيمه شعبان كه من هم شما را دعا خواهم كرد
من را ببخشيد چون نمي توانم وبلاگم را بروز كنم
نظر يادتون نره من پيشاپيش تولد ان حضرت رابه شما تبريك ميگويند يك مطلب كوچكي هم به خاطر اين مناسبت اماده كردم

                                                                         يا علي خدانگهدار

                              

                                                                                                           

+ نوشته شده در  جمعه 2 شهریور1386ساعت 18:26  توسط محمد حسین  | 

ابراز دوستى به حضرت مهدى عليه السلام وظيفه‏اى در عصر غيبت

«ابراز ارادت‏» به ساحت قدسى حضرت مهدى عليه‏السلام، از مهمترين وظايفى است كه منتظران آن امام عزيز در عصرغيبت دارند. اين مهم مفهومى است كه مى‏تواند مصاديق مختلفى داشته باشد مانند دادن صدقه به قصد سلامتى آن امام همام، هديه كردن ثواب اعمال واجب يا مستحب به آن حضرت و مواردى از اين قبيل.

ترديدى نيست كه اين ابراز ارادت، گذرگاهى جهت ازدياد معرفت و محبت نسبت‏ به آن عزيز غايب از نظر است و معرفت و محبت، معبرى است تا به آن امام بزرگوار تقرب بيشترى حاصل كنيم . اين نوشتار را به دو مصداق موضوع ياد شده اختصاص داده‏ايم:

 اول:                                                                                             دادن صدقه به قصد سلامتى امام عصرعليه‏السلام، از جمله تكاليفى است كه منتظران آن امام بزرگوار در عصرغيبت ‏بر عهده دارند. بدون شك آن حضرت بى‏نياز از آن است كه منتظران، براى سلامتى‏اش صدقه بدهند، ولى همان طور كه گفته شد، ابراز ارادت به آن بزرگوار و اعلام تبعيت از آن حضرت نشانه‏ها و علائمى دارد كه از آن جمله مى‏توان علاقه به سلامتى حضرتش را عنوان نمود. و اين كار- همان طور كه در زندگى شخصى خودمان با دادن صدقه تامين مى‏شود – نسبت ‏به آن امام بزرگوار هم سارى و جارى است. مضافاً اين كه بنا به روايتى از رسول مكرم اسلام؛ هيچ بنده‏اى ايمان نياورد مگر آن كه من نزد او از خودش محبوبتر باشم، و خاندانم از خاندانش نزد او محبوبتر باشند و عترت من نزد او از عترت خودش محبوبتر باشند و ذات من از ذات خودش نزد او محبوبتر باشد. (1)با اين حساب، اگر براى سلامتى خود، يا خانواده خودمان صدقه مى‏دهيم، اين كار براى كسى كه از ما و خاندانمان عزيزتر است اولى مى‏باشد؛ و چه كسى در اين خصوص عزيزتر و شايسته ‏تر از حضرت مهدى عليه‏السلام؟ بر همين اساس است كه مرحوم «سيد بن طاووس‏» به فرزندش چنين سفارش مى‏كند:

«... پس در پيروى و وفادارى ... نسبت ‏به آن حضرت به گونه‏اى باش كه خداوند و رسول او و پدران آن حضرت و خود او از تو مى‏خواهند و حوائج آن بزرگوار را بر خواسته‏هاى خود مقدم بدار؛ آن هنگام كه نمازهاى حاجت را به جاى مى‏آورى، صدقه دادن از سوى آن جناب را پيش از صدقه دادن از سوى خودت و عزيزانت قرار بده ...» (2)

چه نيكوست منتظران امام عصرعليه‏السلام، روزانه به قصد سلامتى آن امام همام مبلغى به نيازمندان صدقه بدهند.

بديهى است آن حضرت را به اين صدقات نيازى نيست، ولى همان طور كه گفته شد اين كار ابراز ارادت به ساحت قدسى آن امام شريف و گذرگاهى است تا كسب محبت و تقرب به آن بزرگوار حاصل آيد. مضافاً اين كه برحسب روايات متعدد، اعمال ما هر از چند گاه خدمت‏ حضرتش عرضه مى‏شود و چون آن بزرگوار، اين مقدار وفادارى را از ناحيه منتظرانش مشاهده كنند، خرسند مى‏گردند و كدام توفيق براى منتظران از اين بالاتر كه لبخند رضايت و خرسندى بر لبان امام خود - كه جان عالميان فدايش باد - بنشانند؟ و اگر ما عملا خواستار سلامتى حضرتش باشيم و در اين راه از بذل مال دريغ نكنيم، آيا آن منبع فيض، سلامتى ما را از خداوند نخواهد خواست؟


دوم:

هديه دادن ثواب اعمال مستحب به آن امام شريف از ديگر مصاديق ابراز ارادت به آن حضرت است. در زندگى روزمره هديه و چشم ‏روشنى گذرگاهى براى اعلام دوستى و نيز رفع كدورتها است. روايات فراوانى از پيامبراكرم صلى‏الله عليه ‏و آله، در اين خصوص وارد شده است. به دو روايت‏ بسنده مى‏كنيم:- به يكديگر هديه بدهيد تا رشته محبتتان استوار شود؛ زيرا هديه محبت را بيفزايد و كينه و كدورت را از ميان ببرد. (3)

همچنين آن بزرگوار فرمود:

- هيچ كس نبايد هديه برادرش را رد كند، اگر توانست آن را عوض دهد. (4)

هديه كردن ثواب و پاداش اعمال پسنديده به امام عصرعليه‏السلام، از زيباترين و مستقيم ‏ترين راه هايى است كه بيانگر ابراز محبت و وفادارى به آن حضرت است و همان طور كه در بحث صدقه به قصد سلامتى آن امام همام گفته شد؛ آن بزرگوار را به اين هدايا نيازى نيست، بلكه ما به ابراز مودت و دوستى نسبت ‏به آن حضرت نيازمنديم و براى رسيدن به اين مطلوب، كدام راه مستقيم‏تر از هديه كردن پاداش اعمال نيكو به آن امام عزيز؟

مرحوم «صدرالاسلام همدانى‏» در كتاب «تكاليف الانام فى غيبة الامام‏» يا «پيوند معنوى با ساحت قدس مهدوى‏» مى‏نويسد:

از جمله تكاليف بندگان در عصر غيبت امام عصرعليه‏السلام، هديه كردن ثواب طاعات و عبادات اعم از واجب و مستحب به آن حضرت و پدران بزرگوار ايشان است؛ زيرا اين كار باعث قبولى عبادات و ازدياد طاعات زياد بنده خواهد شد.

و در ادامه و به نقل از « سيد بن طاووس‏» روايتى را چنين مى‏آورد:


كسى كه ثواب نماز خود را - چه واجب و چه مستحب - براى رسول خدا صلى‏الله عليه ‏و آله، اميرمؤمنان و اوصياى گرامى او قرار بدهد، خداوند ثواب نمازش را چند برابر مى‏كند ... و پيش از جدا شدن روح از بدنش به او مى‏گويند: اى فلان! دلت ‏خوش و چشمت روشن باد بدانچه خداوند متعال براى تو مهيا كرده است ... .(5)

هديه كردن پاداش اعمال به امام عصرعليه‏السلام، منحصر به ثواب نماز نيست، ثواب و پاداش هر گونه اعمال خير را مى‏توان مشمول اين نكته قرار داد. چنان كه مرحوم «سيد محمد تقى موسوى اصفهانى‏»، قرائت قرآن و غيره را مشمول اين نكته دانسته است. (6)

همچنين مرحوم طبرسى در«النجم الثاقب‏» حج كردن به نيابت از سوى آن حضرت را عنوان نموده و اين كار را از قديم در ميان شيعيان امرى مرسوم دانسته است. (7)

هديه نمودن پاداش اعمال نيك به ساحت قدسى حضرت مهدى عليه‏السلام، امر پيچيده‏اى نيست و به مقدمات عريض و طويلى نياز ندارد، همين كه انسان نيت كند ثواب اين عمل نيك هديه‏اى براى امام عصرعليه‏السلام  باشد، كفايت مى‏كند. چنان كه راوى از امام سؤال كرد چگونه نماز خود را هديه كند؟ امام جواب داد: ثواب نماز خود را براى پيامبر صلى‏الله عليه ‏و آله، و يا هر كدام از ائمه عليهم‏السلام، نيت مى‏كند و پس از سلام نماز بگويد: اللهم انت السلام و منك السلام يا ذاالجلال و الاكرام، صلى الله على محمد و آل محمد.» اينها ركعاتى بود هديه به بنده‏ات محمد بن عبدالله ... .» (8)

طبيعى است كه اين هديه مى‏تواند به هر كدام از معصومين ديگر از جمله حضرت مهدى عليه‏السلام تعلق بگيرد. از اينها بگذريم هديه دادن پاداش اعمال نيك به حضرت ولى‏عصرعليه‏السلام، همان طور كه گفته شد موجب قبولى و ازدياد پاداش اعمال مى‏گردد و در حقيقت اين كار مُهر تضمينى است‏ بر قبولى عمل به شرط برخوردارى از ساير شرايط.

چه نيكو و پسنديده است كه منتظران در غيبت امام خود، به آن حضرت ارادت ورزند و با دادن صدقه به قصد سلامتى آن حضرت و نيز اهداى پاداش اعمال پسنديده - چه واجب و چه مستحب - به آن عزيز غايب از نظر اعلام محبت كنند.

+ نوشته شده در  جمعه 2 شهریور1386ساعت 18:24  توسط محمد حسین  |