تبليغاتX
با شهدا

با شهدا

!!کجایند مردان بی ادعا

سجاده عشق

یـــادمان باشد سر سجاده عشق

جز برای دل محبوب دعایی نکنیم...

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 22:43  توسط محمد حسین  | 

زندگي و فعاليت‌هاي شير صحرا

Imageشهيد آبشناسان كه به حق يك انسان اهل‌الله خالص بود. در سال ‌١٣١٥ در تهران متولد گرديد. او بعد از گرفتن ديپلم وارد دانشكده افسري شد.انساني بسيار مصمم و جدي بود و روحي بسيار بزرگ و عظيم داشت. افسري منضبط، ورزيده و باسواد و پركار و علاقمند و بسيار شجاع و نترس بود و هيچ چيز را جز رضاي خداوند بزرگ در نظر نداشت.

او در انجام مسؤوليتهاي نظامي نيز همچون ديگر فرماندهان ارتش اسلام خود را وقف خدمت به ميهن اسلامي نموده و با ويژگيهاي شخصيتي خود، عنصري تعيين كننده در برخورد با عناصر دشمن و دفاع از تماميت ارضي كشور به شمار مي‌رفت.

او كه خود در كسوت نيروهاي ويژه،متخصص جنگهاي چريكي بود در عمليات نفوذي فراوان ضربات مسيري بر پيكر دشمن وارد كرده بود. به حرفه خود بسيار علاقه داشت و معتقد بود كه در جنگهاي چريكي نسبت به عمليات منظم اگر حساب شده و دقيق عمل شود، با امكانات كمتر و تلفات و ضايعات ناچيز مي‌توان تلفات و ضايعات فراواني به دشمن وارد ساخت و دشمن را از درون و برون متلاشي كرد.

شهيد آبشناسان در اوايل جنگ، مسؤوليت‌ يكي از تيپ‌هاي لشكر ‌٢١ حمزه را به عهده داشت اما با تشكيل ستاد جنگهاي نامنظم به آن ستاد پيوست و با تعداد نامحدودي از بسيجيان داوطلب عمليات چيريكي خود را در دشت عباس شروع كرد و در مدت كوتاهي، تلفات سنگيني به نيروهاي عراقي وارد آورد.او در يك عمليات نيروهاي دشمن را در عمق مواضع پدافنديشان به كمين انداخت و تعداد بسياري از آنان را به هلاكت رساند و چندين نفر را نيز به اسارت درآوردند.

در سال ‌١٣٦٢ به فرماندهي قرارگاه حمزه سيدالشهداء منصوب شد. او به سرعت سازماندهي نيروهاي ارتش و سياه همت گماشت و در كنار دلاورمردي ديگر از سپاه پاسداران انقلاب اسلامي يعني شهيد بروجردي با هماهنگي كامل و در حد اعلاء با پشتكار و تلاش شبانه‌روزي و استقرار واحدهاي نظامي در مناطق تردد و نفوذ ضدانقلاب از هرگونه تحرك آنان ممانعت به عمل آورد.

در پي اين عمليات، پاكسازي شهر يوكان از وجود ضدانقلاب نيز با موفقيت انجام گرفت و سپس محور سردشت، پيرانشهر كه از جنگهاي آلواتان و كوهاي سر به فلك كشيده و تنگه‌هاي پرپيچ و خم و نهرهاي متعدد عبور مي‌كنند با تلاش وي، شهيد بروجردي، شهيد ناصر كاظمي و جمعي از رزمندگان ارتش و سپاه پاكسازي و بازگشايي شد. بازگشايي اين محور، منطقه وسيع و بسيار حساس را از وجود ضدانقلاب پاك كرد و ضربه محكمي بر پيكر دشمن وارد آورد و در حقيقت طومار كثيف آنان را درهم پيچيد. به دنبال اين پيروزي درخشان، حضرت امام نيز پيام بسيار مهمي را براي رزمندگان اسلام در منطقه عملياتي قرارگاه سيدالشهداء (ع) ارسال فرمودند.

اين شهيد والامقام در مورخه‌١٥/٦/٦٣ مي‌گويد:خواب ديدم كه در روي زمين راه نمي‌روم. تقريباً پرواز مي‌كنم اما پرواز اوج ندارد. تقريباً دو سه متري زمين بود مانعي در جلوي پرشم وجود آمد كه با گفتن يا علي اوج گرفتم و از مانع عبور كردم و به پرواز ادامه دادم. (نامه شماره‌٧/٣/٢/٨/٣/٣١٥ ح مورخه ‌٢٨/١/٨٤ از مد حادم- تبليغات دفاعي نزاجا).

شهيد امير سرلشگر آبشناسان در سال ‌١٣٦٤ به فرماندهي لشكر ‌٢٣ نيروهاي ويژه هوابرد منصوب شد. او در مدت كوتاه فرماندهي خود در اين لشكر، تحولات بزرگي به وجود آورد و اين يگان را منشاء خدمات بسياري ساخت.

سرانجام روح بزرگ و الهي شهيد آبشناسان،قفس تن را در عمليات قادر گشود و در حالي كه همچون يك سرباز شجاع در خط مقدم به نبرد با دشمن مشغول بود به سوي معبود خود شتافت و شرف شهادت را بر افتخارات بيشمار خود افزود.

از روحيه عرفاني برخوردار بود. با اشعار مولوي انس داشت. يكبار در دشت عباس از ناحيه كمر مجروح شد و با ديگر در هنگام بازديد از محور بوكان در غرب از ناحيه كمر مجروح گرديد. انساني شجاع و ايستاده و مصمم بود. شير صحرا لقبي بود كه اهالي دشت عباس به او داده بودند. در سال ‌١٣١٥ در خانواده‌اي مؤمن و مذهبي در تهران چشم به جهان گشود. با قرآن و نهج البلاغه انس بسيار خوبي داشت. تا سال ‌١٣٥٦ دوره هاي عالي ستاد و فرماندهي را طي نموده و در اين ميان نيز دوره هاي چتربازي و تكاور را در داخل و خارج از كشور طي نمود.

سرانجام وي در مورخه‌٨/٧/٦٤ در منطقه سرسول (غرب) بر اثر تركش خمپاره به ناحيه سينه به درجه رفيع شهادت نايل آمد.

فرازهاي از وصيتنامه شهيد:

از فرزندانم مي‌خواهم در كسب دانش در خدمت اسلام كوشا باشند. مرا در كربلا دفن كنيد. اگر راه كربلا را خود باز كرديم آسان است ليكن اگر زودتر شهيد شدم به صورت امانت باقي بماند تا پس از باز كردن راه و انقلاب عراق انجام شود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 13:59  توسط محمد حسین  |