|
 هجوم به مراكز و تأسيسات نظامي دشمن در روز27 خرداد ماه1366 زماني كه جنگ در جبهههاي جنوب دچار سكون و عدم تهاجم جدي و گسترده از سوي طرفين نبرد به مواضع يكديگر شده بود، از سوي نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي يك عمليات محدود و نامنظم در محور شمالي جنگ ترتيب داده شد. نيروهاي تحت امر قرارگاه برون مرزي "رمضان" با كمك معارضان كرد عراق هجوم را آغاز كردند.
اين عمليات با هدف انهدام مراكز و تأسيسات نظامي دشمن در منطقه عمومي شمال استان «اربيل» عراق هنگام شب و با رمز «يازهرا(سلام الله عليها») آغاز شد. رزمندگان عملكننده در عمليات نامنظم «فتح6» با يورش به پايگاههاي مهم دشمن در بلنديهاي «كورت قلندر» و «سليمخان» در شمال شهر و منطقه «ديانا»ي عراق، ضمن انهدام اين پايگاهها، مراكز نظامي شهر «مرگهسور» و پل مواصلاتي آن محور را از بين برده و طي آن2 گردان جيشالشعبي (يا ميليشياي صدام) و16 خودروي نظامي ارتش عراق منهدم شد. دشمن در اين عمليات930 تن كشته و زخمي و اسير بر جاي گذاشت.
نام عمليات: فتح 6 (نفوذي - انهدامي) زمان اجرا3/27 :/1366 تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير):930 رمز عمليات: يا زهرا(سلام الله عليها) مكان اجرا: منطقه عمومي شمال استان اربيل عراق - عقبه دشمن در محور شمالي جنگ ارگانهاي عملكننده: رزمندگان معارض كردستان عراق و نيروهاي قرارگاه برون مرزي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اهداف عمليات: هجوم به مراكز و تأسيسات نظامي دشمن و ضربه به پايگاههاي دشمن
|
+ نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 19:5  توسط محمد حسین
|

26 خرداد ماه ياد آور سحرگاه خونيني است كه رژيم شاه چهار مومن مجاهد را به سبب ايمان به خدا و تعهد به مرجع و فقيه عادل زمان و به جرم دفاع از اسلام ناب محمدي (ص) و اعدام انقلابي حسنعلي منصور، به ميدان تير آورد تا به خيال خام خود آنها را بكشد و ياران امام خميني (ره) و پيروان اسلام ناب محمدي را بترساند. اما آنها همانند رهبرشان دلي آرام و قلبي مطمئن داشتند و با لبي خندان به شهادت لبيك گفتند و جاودانه تاريخ و داراي حيات طيبه شدند و خون پاكشان، شوري ديگر در دل مردم خدا جوي آفريد.
راهشان آغازگر جهاد مسلحانه اي شد كه تا پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي، اسلحه را در دستان نيرومند مبارزان راه خدا نگه داشت. خداوند آنان را عزت بخشيد و دشمنانشان را رسوا و ذليل كرد و درخت انقلاب اسلامي با خون اين شهدا ثمري ديگر گرفت و شاخ و برگ آنها گسترده تر شد.
حاج صادق اماني، محمد بخارايي، مرتضي نيك نژاد، رضا صفار هرندي، و هم رزمان دلير آنها از مؤتلفه اسلامي، شب سياه رژيم طاغوتي را با انفجار نور و برق گلوله درهم شكستند . در آن ايام كه رژيم ستمشاهي و فراماسونري آمريكايي و انگليسي وقيحانه رجز مي خواند كه انقلاب اسلامي به بن بست رسيده و رهبر آن دستگير و به تركيه تبعيد شده و پس از دستگيري و تبعيد او، قيامي مثل 15 خرداد پديد نيامده است، بنابراين ياران او بايد مبارزه را كنار بگذارند و دنبال زندگي خود بروند. در چنين روزگار خفقان و ديكتاتوري، اين عزيزان، حنجره پليد منصور را ( كه به ولايت فقيه جسارت كرده بود ) پاره كردند و هنگامي كه دستگير شدند، با شجاعت و شهامت، ابهت پوشالي طاغوت را در بازجويي ها و بيدادگاه ها فروپاشيدند و به مبارزان جرات و قدرت ديگري بخشيدند و چون در جامعه، وجهه مذهبي داشتند و صداقت و تدين و تعهد آن ها بر همگان روشن بود، به مبارزه مسلحانه مشروعيت اجتماعي دادند و راه را براي ديگر مجاهدان هموار ساختند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387ساعت 16:26  توسط محمد حسین
|
|
 آخرين عمليات جنگ در محور جنوبي نبرد پس از تقويت دوباره ارتش عراق توسط حاميان غربي صدام و هزينههايي كه كشورهاي عربي خليج فارس، صرف حمايت از رژيم عراق در رويارويي با ايران ميكردند، قواي مسلح اين كشور دست به تهاجماتي قابل توجه در محورهاي جنوبي جنگ زدند.
در حالي كه ايران آماده ميشد تا قطعنامه598 سازمان ملل را به عنوان معاهدهاي براي پايان جنگ92 ماهه تحميلي بپذيرد، نيروهاي دشمن با پيشروي در خطوط ايران و حتي اشغال برخي مناطق، وضعيت فوقالعادهاي را به وجود آوردند. اين در حالي بود كه بسيج عمومي مردم براي تهاجمات مجدد ارتش صدام در حد بالايي بود و ميبايست امتيازاتي را كه رژيم عراق قصد داشت با قبول حالت نه صلح، نه جنگ از ايران بگيرد، پس گرفته ميشد. بنابراين سياست و اين تاكتيك، عمليات «بيتالمقدس7 »- كه يك عمليات ويژه در نوع خود بود- به منظور پس زدن دشمن از اين سوي خطوط بينالمللي در منطقه عمومي «شلمچه» خرمشهر و در نخستين ساعات بامداد23 خردادماه1367 با رمز «يا اباعبدالله7)») آغاز شد. رزمندگان اسلام در قالب چندين گردان بسيجي با فرماندهي نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، توانستند شماري از يگانهاي ويژه و آماده دشمن را متلاشي نمايند و علاوه بركشته و زخمي و اسير نمودن20400 تن از نيروهاي دشمن، يك فروند هواپيما را ساقط و60 دستگاه تانك و نفربر زرهي،40 قبضه توپ،200 دستگاه خودروي نظامي و چندين زاغه مهمات دشمن را منهدم سازند و شمار بالايي از تجهيزات و ادوات نظامي، چند قبضه توپ و تعدادي زاغه بزرگ مهمات دشمن را به غنيمت خود درآورند.
نام عمليات: بيت المقدس7 زمان اجرا3/23 /1367 تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير) : 20400 رمز عمليات: يا ابا عبدالله الحسين7 مكان اجرا: منطقه عمومي شلمچه در شمال شرقي خرمشهر - محور جنوبي جنگ ارگانهاي عملكننده: نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اهداف عمليات: پس زدن دشمن از خاك ايران و مقابله با ترفند تجاوزات دوباره ارتش عراق |
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 12:6  توسط محمد حسین
|
|
 آخرين عمليات جنگ در محور جنوبي نبرد پس از تقويت دوباره ارتش عراق توسط حاميان غربي صدام و هزينههايي كه كشورهاي عربي خليج فارس، صرف حمايت از رژيم عراق در رويارويي با ايران ميكردند، قواي مسلح اين كشور دست به تهاجماتي قابل توجه در محورهاي جنوبي جنگ زدند.
در حالي كه ايران آماده ميشد تا قطعنامه598 سازمان ملل را به عنوان معاهدهاي براي پايان جنگ92 ماهه تحميلي بپذيرد، نيروهاي دشمن با پيشروي در خطوط ايران و حتي اشغال برخي مناطق، وضعيت فوقالعادهاي را به وجود آوردند. اين در حالي بود كه بسيج عمومي مردم براي تهاجمات مجدد ارتش صدام در حد بالايي بود و ميبايست امتيازاتي را كه رژيم عراق قصد داشت با قبول حالت نه صلح، نه جنگ از ايران بگيرد، پس گرفته ميشد. بنابراين سياست و اين تاكتيك، عمليات «بيتالمقدس7 »- كه يك عمليات ويژه در نوع خود بود- به منظور پس زدن دشمن از اين سوي خطوط بينالمللي در منطقه عمومي «شلمچه» خرمشهر و در نخستين ساعات بامداد23 خردادماه1367 با رمز «يا اباعبدالله7)») آغاز شد. رزمندگان اسلام در قالب چندين گردان بسيجي با فرماندهي نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، توانستند شماري از يگانهاي ويژه و آماده دشمن را متلاشي نمايند و علاوه بركشته و زخمي و اسير نمودن20400 تن از نيروهاي دشمن، يك فروند هواپيما را ساقط و60 دستگاه تانك و نفربر زرهي،40 قبضه توپ،200 دستگاه خودروي نظامي و چندين زاغه مهمات دشمن را منهدم سازند و شمار بالايي از تجهيزات و ادوات نظامي، چند قبضه توپ و تعدادي زاغه بزرگ مهمات دشمن را به غنيمت خود درآورند.
نام عمليات: بيت المقدس7 زمان اجرا3/23 /1367 تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير) : 20400 رمز عمليات: يا ابا عبدالله الحسين7 مكان اجرا: منطقه عمومي شلمچه در شمال شرقي خرمشهر - محور جنوبي جنگ ارگانهاي عملكننده: نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اهداف عمليات: پس زدن دشمن از خاك ايران و مقابله با ترفند تجاوزات دوباره ارتش عراق |
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 12:6  توسط محمد حسین
|
|
|
|
روضه
حاج ابوالفضل بختیاری
 |
از فشار در و یوار سینه اش شد رنگ مسمار |
Play |
Download |
 |
بارالها یار خود را در میان شعله دیدم |
Play |
Download |
نوحه
|
+ نوشته شده در شنبه 18 خرداد1387ساعت 18:57  توسط محمد حسین
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 19:23  توسط محمد حسین
|
|
 این كه، چه عواملی در پیروزی انقلاب اسلامی و واژگونی رژیم 2500 ساله ی شاهنشاهی، نقش اصلی و اساسی داشته اند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از سال 1341 كه نهضت مقدس امام خمینی قدس سره آغاز شد، تا سال 1357 كه این نهضت به ثمر رسید با ظهور انقلابی بی نظیر كه ثمره ی آن تحقق نظام جمهوری اسلامی بود، همواره تنی چند از عالمان مجاهد، با یاری مردم فقیر و زجر كشیده، خود را به آتش و خون زدند و با تحمل سختی های بسیار مبارزه را تا پیروزی نهایی ادامه دادند.
در طی این سال ها، ضمن نبردِ نابرابر ایمان و كفر، منادیان حق و حقیقت دینی، با الگو قرار دادن مبارزات صدر اسلام، و با جدّیت وصف ناپذیر، نهضت مقدس امام خمینی« قدس سره» را استمرار بخشیدند و روحیه ی سلطنت ستیزی را تقویت كردند و در هر مناسبتی با نام رهبر تبعیدی خود حركت انقلابی جمعیت های تظاهر كننده را پرشتاب و با توان ساختند.
قیام 15 خرداد نقطه ی عطفی در تاریخ مبارزات ملت قهرمان ایران است، كه رهبری داهیانه ی امام خمینی« قدس سره» و یاری روحانیان انقلابی در تداوم آن، طی یك دوره ی پانزده ساله، نقش اساسی داشته است. و در همه ی آن سال ها سال روز 15 خرداد هیچ گاه در سكوت و خاموشی سپری نشد؛ زیرا كه 15 خرداد برای امت قهرمان و شهید پرور ایران، از اهمیت و اعتبار ویژه ای برخوردار بوده و خواهد بود.
15 خرداد، روز قیام خونین مردم جان بركفی بود كه، به نام اسلام و برای اسلام به میدان آمدند و علیه نظام ستمشاهی شوریدند. 15 خرداد روز آغاز نهضت مقدس اسلامی، روز عصیان علیه طاغوت و طاغوتیان و روزی بود كه ملت ایران زیر بیرق اسلام گرد آمد و برای مقابله با دشمنان اسلام و قرآن وارد صحنه شد و پشت رژیم ستمشاهی را به لرزه انداخت.
در سحرگاه 15 خرداد سال 1342، دژخیمان رژیم ستمشاهی به خانه ی امام در قم یورش بردند و امام خمینی« قدس سره» را كه سه روز پیش از آن، به مناسبت عاشورای حسینی در مدرسه ی فیضیه، طی سخنان كوبنده ای پرده از جنایات شاه و اربابان امریكایی و اسراییلی او برداشته بود، دستگیر و دور از چشم مردم به زندانی در تهران منتقل كردند.
هنوز چند ساعتی نگذشته بود كه خیابانهای شهر قم زیر پای مردان و زنان مسلمان و انقلابی كه به قصد اعتراض از خانه هایشان بیرون آمده و به حمایت از رهبرشان فریاد برآورده بودند، به لرزه در آمد. همین صحنه، در همان روز در تهران و چند شهر دیگر نیز به وجود آمد و مردم ایران با قیام گسترده ی خود نشان دادند كه خواستار برقراری حكومت اسلامی و پایان دادن به رژیم ستمشاهی هستند. به همین جرم بود كه گلوله های شلیك شده از خشم و كینه ی حكومت شاه، قلب صدها مسلمان انقلابی به پا خاسته را در 15 خرداد 1342 نشانه رفت و آنان را به خاك و خون كشید. بدین ترتیب، تاریخ ایران اسلامی و تاریخ مبارزات امت اسلامی، در روز 15 خرداد 1342 ورق خورد و فصل جدیدی در كارنامه ی رویارویی مستضعفان با مستكبران گشوده شد.
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت 12:0  توسط محمد حسین
|
+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 16:12  توسط محمد حسین
|
|
|
|

«روبین وود زورث» در تشریح جریان ملاقات خود با امام قدسسره در جماران مینویسد: ...«زمانی که امام خمینی از در وارد میشد احساس میکردم که از لابهلای آن گردبادی از نیروی معنوی وزیدن گرفت. گویا در ورای آن عبای قهوهای، عمامه مشکی و ریش سفید روح زندگی جریان داشت؛ بهطوری که همه بینندگان را محو تماشای خود می کرد. در آن هنگام حس کردم که با حضور او همه ما کوچک شدهایم و گویا در سالن کسی جز او باقی نمانده است.
آری! او بارقهای از نور بود که در قلب و روح همه حضار رسوخ کرده بود. او تمام معیارهایی را که گمان میکردم میتوانند مرا در تعریف و ارزیابی شخصیت و مقامش یاری کنند در هم شکست. او با حضور خود آنقدر در ما تاثیر گذارد که احساس کردم تمام روح و جسمم را فرا گرفته است!
... زمانی که بر روی صندلی خود نشست. احساس کردم که نیرویی از وجودش ساطع میشود، نیرویی بسان یک گردباد که اگر با دقت نگاه میکردی در مییافتی که نوعی «آرامش مطلق» در درون آن نهفته است، چرا که [امام] خمینی قدسسره بسیار جدی و استوار و مسلط بود.
در عین حال او را آنچنان ساکت و آرام مییافتی که گویی نیروی ثابت و استوار در درون او جریان دارد و البته این نیرو همان چیزی است که رژیم سابق ایران را به یک باره برچید حال آیا چنین شخصیتی میتواند یک فرد عادی باشد؟... من تاکنون هیچیک از مردان بزرگ را برتر از این مرد و یا نظیر او ندیدهام.
... کمترین چیزی که میتوانم بگویم این است که گویا او یکی از انبیای گذشته است و یا این که او موسای اسلام است و آمده تا فرعون کافر را از سرزمین خود براند.» | |
+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 16:9  توسط محمد حسین
|
+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 16:0  توسط محمد حسین
|

طرح و اجراي عمليات «نصر2 » بر خلاف عمليات نصر- 1 كه به دست نيروي زميني سپاه به اجرا درآمده بود- توسط نيروي زميني ارتش به انجام رسيد.
هدف عمليات نصر2 آزادسازي بلنديهاي مشرف بر خطوط مواصلاتي دشمن در جبهه «ميمك» واقع در منطقه مياني جنگ بود. به همين منظور تك نيروهاي ارتش با رمز «يا حسين مظلوم7)») در روز13 خرداد ماه1366 در محور كوهستاني ميمك آغاز شد.
طي اين يورش بلنديهاي404 ،400 ،396 و منطقه «خزر» و «هلاله» به تصرف رزمندگان ارتش جمهوري اسلامي ايران درآمد و4 گردان كماندويي، توپخانه و پياده و يك گروهان تانك دشمن آسيب ديد و مقداري سلاح و مهمات از دشمن به غنيمت گرفته شد.
همچنين در اين عمليات محدود و كوتاه مدت،800 تن از نيروهاي عراقي كشته و زخمي و دهها تن ديگر نيز اسير شدند.
در اين عمليات شهيد تقي رضوي معاونت مهندسي قرارگاه خاتمالانبيأ(9) به شهادت رسيد.
نام عمليات: نصر 2 (محدود)
زمان اجرا : 1366/3/13
تلفات دشمن (كشته، زخمي و اسير) 800
رمز عمليات: يا حسين مظلوم
مكان اجرا: جبهه ميمك - بلنديهاي جبهه مياني جنگ
ارگانهاي عملكننده: نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي
اهداف عمليات: تصرف مناطق اشغال شده و سركوب دشمن
+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 10:23  توسط محمد حسین
|
| 10 خرداد 1387 ساعت 17:18 |
 حجت الاسلام سيد علي اكبر ابوترابي، در سال 1318 ش در شهر قم به دنيا آمد و پس از اخذ دپيلم، با تشويق پدر، وارد حوزه علميه مشهد شد. با آغاز نهضت اسلامي مردم ايران به رهبري امام خميني، وارد عرصه مبارزات سياسي گرديد و در هجوم عوامل رژيم ستمشاهي به مدرسه فيضيه قم، مورد ضرب و شتم مأمورانِ شاه قرار گرفت.
در پي تبعيد حضرت امام به نجف، حجت الاسلام ابوترابي به حضور امام شتافت و در درس خارج فقه و اصول آن حضرت حاضر گشت. وي پس از شش سال اقامت در نجف، هنگامي كه قصد داشت اعلاميههاي امام را به ايران بياورد در مرز خسروي دستگير و پس از شكنجههاي متعدد، به زندان منتقل شد. ايشان با افرادي همچون شهيد رجايي، آيتاللَّه خامنهاي، آيتاللَّه بهشتي، سيد علي اندرزگو و... فعاليت نزديك و همكاري زيادي داشت و در پيروزي انقلاب اسلامي تلاش فراواني از خود نشان داد. با آغاز جنگ تحميلي، به همراه شهيد دكتر چمران در ستاد جنگهاي نامنظم به سازماندهي نيروهاي مردمي پرداخت تا اين كه در 26 آذر 59 در يكي از مأموريتهاي شناسايي به اسارت دشمن بعثي در آمد و به مدت ده سال، اميدبخش اسيران در بند رژيم عراق بود. سرانجام حجت الاسلام سيدعلي اكبر ابوترابي، اين عالم نستوه، مجاهد دوران ستمشاهي و نماينده وليفقيه در ستاد امور آزادگان و نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در دوره چهارم و پنجم، در روز 12 خرداد 1379 ش برابر با 27 صفر 1421 ق در اثر سانحه رانندگي در راه زيارت امام رضا(ع) به همراه پدر ارجمندشان آيتاللَّه حاج سيدعباس ابوترابي به لقاءاللَّه پيوست. پيكر اين دو مرد متقي در روز شهادت امام رضا(ع) در صحن آزادي حرم مطهر به خاك سپرده شد.
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت 12:57  توسط محمد حسین
|

در آغاز ماه چهارم سال 1986، ارتش ایران از بخش اعظم نقاط تمرکزش در محور شمالی و به خصوص محور سیده کان، عقبنشینی کرد و به محور میانی و جنوبی نقل مکان کرد تا حملات بزرگتری را بر مواضع سپاه دوم در استان دیالی و یگانهای سپاه هفتم در استان بصره انجام دهد. این جابجایی از همان نخستین لحظات، برای فرماندهی نظامی عراق امری آشکار بود. از زمانی که نیروهای ایران شروع به حرکت و نقل مکان کردند، همه نیروهای عراق در محور شمالی به حال آمادهباش صد درصد درآمده و همه مرخصیها هم کنسل شد. تیپ64 نیروهای ویژه به فرماندهی "سرهنگ علی العربید" نیز به حرکت درآمد و خیلی سریع از دیالی به محور سیده کان آمد که مأموریتش بازپسگیری ارتفاع بلند "گوشینه" بود
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 16:45  توسط محمد حسین
|
سلام این دفعه دو تا کلیپ از خرمشهر گذاشتم
برای دانلود به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 15:2  توسط محمد حسین
|
سلام
این دفعه بیش از
۱۶۰نوا دفاع مقدس در این پست قرار دادم
اگه خواستید دانلود کنید به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 14:55  توسط محمد حسین
|
استان خوزستان به علت داشتن ذخائر نفتي و موقعيت مهم خود مخصوصا شهر خرمشهر به دليل ارتباط با درياي آزاد ثروت عظيمي را در خود نهفته دارد. خرمشهر در ساحل سمت راست رودخانه كارون مكاني كه اين رود به اروند رود ميپيوندد واقع شده است. كارون با 855 كيلومتر طولانيترين رود ايران است و حد فاصل خرمشهر تا اهواز 18كيلومتر طول دارد و به كارون سفلي معروف ميباشد. اين رود در 4 كيلومتري اروندرود به دوشعبه تقسيم ميگردد. يك شعبه به نام بهمنشير در شمال آبادان و به موازات اروند رود جاري است و به دريا ميريزد..
و شعبه ديگر به نام همان كارون است و به كانال عضدي هم معروف مي باشد, واين رود در جنوب خرمشهر جريان دارد و به اروند ميرسد. اروندرود از به هم پيوستن دجله و فرات در محلي به نام القرنه واقع در خاك عراق و انضمام رود كارون به آن، در نوار مرزي تشكيل ميگردد.
اين رودخانه پس از عبور از بصره از كنار خرمشهر ميگذرد و با كارون رودخانه خروشان وعظيم اروند را تشكيل ميدهند و سپس به خليج فارس ميريزد كه در انتهاي آن در عراق شهر مهم فاو است و در ايران آبادان و اروند كنار. به اين ترتيب 81 كيلومتر از طول اروند به عنوان مرز مشترك ايران و عراق است. اين رودخانه بستري مناسب براي كشتيهاي تجاري و اقيانوسپيما شد و به آبهاي آزاد دنيا وصل ميگردد و از اروند به خليجفارس و سپس آبهاي آزاد دنيا. مهمترين بنادر اين رودخانه عبارتند از بصره، خرمشهر، آبادان، خسروآباد و فاو . شهر خرمشهر با وسعتي قريب به 96 كيلومترمربع در منتهااليه جنوب غربي جلگه خوزستان قرار دارد. جمعيت آن قبل از وقوع جنگ تحميلي 220 هزار نفر تخمين زده شده است. فاصله هوايي آن تا تهران 660 كيلومتر است و فاصله زميني خرمشهر تا تهران هزار و يك كيلومتر. تا اهواز 128 كيلومتر، تا آبادان 15 كيلومتر، تا شلمچه 18 كيلومتر و تا بصره 54 كيلومتر فاصله دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 14:21  توسط محمد حسین
|
تولد و كودكي
به سال 1333 ه.ش در روستاي «دره گرگ» از توابع شهرستان بروجرد، در خانهاي محقر اما مصفا به عشق و نور الهي و ولايت اهل بيت عصمت و طهارت (ع) پا به عرصه وجود گذاشت و از زمان نوزادي كه آواي حق (اذان و اقامه) در گوشش طنين افكنده بود، خود را براي مبارزه و جهاد با دشمنان خدا آماده كرد. پدر و مادرش كه انسان هاي مومن و زحمتكش بودند، درتربيت وي سعي و تلاش وافري داشتند. در شش سالگي پدر بزرگوار خود را از دست داد و مادرش با همه مشكلات و سختيهايي كه وجود داشت، تمامي هم و غم خود را براي تربيت وي به كار بست. محمد در هفت سالگي وارد مدرسه شد اما به دليل شرايط مادي خانواده، تحصيل در كلاس هاي شبانه توام با كار و تلاش روزانه را انتخاب كرد و خانواده را در تامين زندگي شرافتمندانه، مدد رساند. در سن هفده سالگي به رسم و سنت پيامبر (ص) با خانوادهاي متدين و معتقد به اسلام وصلت كرد و با اين كار، سنت الهي را تداوم بخشيد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 15:11  توسط محمد حسین
|