تبليغاتX
با شهدا

با شهدا

!!کجایند مردان بی ادعا

برداشت آزاد

به نام سلام؛ نام خدا

لطفا جملات زیر را که فتح باب این مقال است با دقت بخوانید:

- از جایتان تکان نخورید؛ نفس شما جای شماست؛ سرجایتان بمانید... تا بمانید.

- تیشه به ریشه نفس خود نزنید؛ راه نجات این است و بس!

-اگر دنبال گنج سعادت هستید؛ زوایای زیرین زمین نفستان را بکاوید تا بیابید.

- اگر خواستید سفر کنید مسافر جاده نفس خود باشید.

- اگر خواستید به کسی توجه کنید: اَلنَّفس ثُمَّ النَّاس

- دست از خودبینی برندارید؛ اگر می خواهید خدابین شوید.

-اگر شوق لقای جانان در سر می پرورانید؛ جانتان را محکم بچسبید.

-اگر می خواهید خدا را پیدا کنید بکوشید تا خود را گم نکنید.

راه و راهی یکی است!

نمی دانم جملاتی را که در پیشانی قاب این پنجره کاشتیم چگونه برداشت کردید؟!

آنچه را که از پس این واژه ها منظور نظر کرده ام یک چیز بیش نیست و آن یکی از غرر آیات قرآن حکیم است که می فرماید:"یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا یضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعًا فَینَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ"(1)

تفسیر تفصیلی آیه را به وقت دیگری وا می گذاریم؛ آنچه اینک به اجمال باید گفت اینکه " علیكم" در آیه یاد شده اسم فعل است، و"أنفسکم" مفعول آن؛ در نتیجه "علیکم أنفسکم" یعنی "الزموا انفسکم" و الزام نفس یعنی کشیک نفس

بر مبنای این آیه بیراهه نیست اگر بگوییم  شاهراه رستگاری از میان نفس آدمی می گذرد و به عبارت دقیقتر انسانی که خود را می پاید خدا را می یابد.

خداوند در این آیه شریفه درست به مانند کسی که مسافری عزیز دردانه را بدرقه می کند؛ خطاب بدین مسافر می فرماید: راهی که پیش روی توست؛ راهی دراز، صعب و دشوار است؛ پس مراقب خودت باش!

و اینجا تنها جاییست که راه و راهی یکی است؛ سیر و مسیر یکی است، چنانکه مقصد و مقصود یکی است.

امیر اهل ایمان- جان عالمی به فدایش - می فرماید:

در شگفتم از کسی که برای گمشده خود جار می زند و از این و آن می پرسد، در حالی که خودش را گم کرده و در پی یافتن خود نیست. (3)

آن نازنین امام در کلامی دیگر چنین فرموده است:

هر کس نفس خود را شناخت دیگران را بهتر می شناسد(4)

و هر کس نسبت به نفس خود جاهل باشد نسبت به دیگران جاهل تر است.(5)

و شاعری خوش ذوق سخن امام را اینگونه به نظم آورده که:

بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست                       از خود بطلب هرآنچه خواهی که تویی 

همانگونه که خودشناسی خداشناسی را به بار می نشیند؛ خدا فراموشی نیز خود فراموشی را به بار می آورد.

راز این نکته در کریمه زیر نهفته است:

وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(حشر/19)

و همچون کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشی» گرفتار کرد، آنها فاسقانند.

کسی که به وقت گناه خدا را نسیان کرد خدا هم به وقت استغفار اورا انساء می‏کند. به عبارت دیگر او را از یادش می برد به گونه ای که اصلا به خاطر نمی آورد که چنین معصیتی از وی سر زده است.در نتیجه برای توبه رو به درگاه خدا نمی آورد و در جهالت نفس خویش غرق می شود.

تا اینجای کلام گفتیم و بس؛ باقی بماند برای فردا و پس(چه شاعرانه!)

                                                 ابوالقاسم شکوری

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 20:10  توسط محمد حسین  | 

لاله‏های غصّه

 باز عاشوراییان پیدا شدند

باز هم سوداییان شیدا شدند

وقت آن شد عشق خونین‏تر شود

لاله‏های غصه رنگین‏تر شود

بلبل اینجا ناله‏ها سر می‏کند

لاله اینجا چشم‏هاتر می‏کند

اربعین غصه‏های گل کجاست

اربعین ناله بلبل کجاست

اربعین عشق، عباست چه شد

اربعین، فریاد احساست چه شد

اربعین از نینوای خون بگو

اربعین از اعتلای خون بگو

هان بگو از عشق، از معنای دین

وصف عباس آن مراد مومنین

ما فدای عشق بی‏آلایش‏ات

ما به قربان تمام خواهشت

تو مراد عشق بی پایان شدی

قبله گاه و معبد پاکان شدی

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 15:28  توسط محمد حسین  | 

رويدادهاي 24 بهمن در انقلاب و دفاع مقدس

24 بهمن 57
آغاز به كار سرلشكر قره‌ني در محل ستاد ارتش و تشريح وضعيت نيروهاي مسلح : ما‌‌ اينك وارث يك ارتش از هم‌پاشيده هستيم. اكنون ارتش دچار وضع نابسامان و از هم‌پاشيده‌اي است. وضع ما در مورد ارتش بحراني است. در ارتش فعلي تصفيه اساسي و كلي صورت خواهد گرفت.
اعتراض پرسنل نيروي هوايي به انتصاب سپهبد مهديون به كفالت‌‌ اين نيرو و واكنش سرلشكر قره‌ني ؛ اجتماع پرسنل نيروي هوايي در محوطه ستاد‌‌اين نيرو در اعتراض به انتصاب سپهبد مهديون به سرپرستي نيروي هوايي ؛ اعتراض و تحصن پرسنل پايگاه هوايي بابلسر به‌‌اين انتصاب ؛ بركناري سپهبد مهديون و انتصاب سپهبد آذربرزين به جاي وي به دستور سرلشكر قره‌ني.
اعلام حمايت مجدد پرسنل نيروي هوايي از انقلاب اسلامي‌ و امام‌خميني ؛ اطلاعات : نزديك به هزار نفر از افسران نيروي هوايي به نشانه همبستگي با انقلاب خلق‌‌ ايران در ميدان بهارستان رژه رفتند.
مطلب کامل در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 بهمن1387ساعت 23:1  توسط محمد حسین  | 

امام خمينى در كلام شهيدان‏

«اين وصيت نامه ‏ها انسان را مى ‏لرزاند و بيدار مى ‏كند» ....امام خمینی ره 

«مادر جان... اكنون همان صداى هل من ناصر ينصرنى از گلوى قلب تپنده ملت‏يعنى «حسين زمان‏» بيرون آمده و... اين آرزوى شما بود كه در ركاب حسين‏باشيم، ما آرزوى شما را برآورده خواهيم كرد.»(روحانى شهيد محمد مهدى مازنى‏از: نوكنده)

«وجود امام خمينى و بركات آن را تنها كسانى مى‏توانند حقيقتا درك كنند كه درجست و جوى تاريخ تحول باطنى انسان‏هاى كره زمين كه خاستگاه تحولات ظاهرى،اجتماعى و اقتصادى و سياسى حيات او نيز هست، به تاريخ انبياء رجوع مى‏كنند،هم آنانند كه در وصف امام خمينى مى‏گويند:(او بت‏شكنى ديگر از تبار ابراهيم‏بود). (شهيد سيد مرتضى آوينى از: تهران)

«اى امت اسلام! قدر امام امت را بدانيد و خداى ناكرده نشودروزى كه ما نيز، اهل كوفه شويم، و امام را تنها بگذاريم‏» . (سردار شهيد على رضا مولايى، زنجان)

 

مطلب کامل در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 16:46  توسط محمد حسین  | 

آوای سلول

نمونه‌ شعرهای زندانیان سیاسی دوران ستم‌شاهی


هوا تاریک

فضا دم کرده و سنگین

حصار از هر طرف پیچیده و در هم تنگ

سکوتی تلخ و وحشت‌زا فرا گسترده‌ بال و پر

و من با پیکری رنجور

در این نفرت زده سلول

نشسته با خدای خویشتن تنها

فروغ چشم‌هایم بی‌رمق گشته

بر اندامم حکومت می‌کند لرزه

سرم می‌چرخد از سستی

و می‌آید صدا از بند بند استخوان‌هایم

ولی خرسند و خوشحالم

نمی‌گریم

نمی‌نالم

که در راه خدا اینها و صد مانند اینها سهل و آسان است

شکنجه، زجر و زندان راحت جان است

از آن روزی که بر خود بر نهادم نام انسانی

وزان لحظه که پوشیدم ره و رسم مسلمانی

پذیرفتم همه هر چه رضای کردگارم بود

بریدم دل ز هر چه سد راهش بود

گذشتم از زن و اموال و فرزندان

فدا کردم به راه او جوانی و توان و جان

نخواهم جز رضای او

نپویم غیر راه او

خدایا عشق تو در هر رگ و خونم

به جز تو یار و محبوبی نمی‌خواهم نمی‌جویم

تو ای محبوب و معشوقم

تو ای مقصود و معبودم

ولی و آشنایم تو

انیس و رهنمایم تو

تنم تو، روح و جانم تو، رگم تو، استخوانم تو...

+ نوشته شده در  جمعه 18 بهمن1387ساعت 19:56  توسط محمد حسین  | 

اسرائیل دوست داشتنی

پهلوی

یکی از مظاهر اسلام زدایی دوره پهلوی، تقویت روز افزون مذاهب منسوخه یا ساختگی بود.

تقویت کلیمی‌ها از جهت اقتصادی در دوره محمدرضا به جایی رسیده بود که می‌توان گفت پهلوی اقتصادی کشور را در قبضه قدرت کلیمی‌ها قرار داده بود. ویلیام سولیوان سفیر آمریکا در دربار شاه، در کتاب خاطرات خود می‌نویسد: ... مطلع‌ترین همکاری خارجی من در تهران، که کمتر از همه به چشم می‌خورد، نماینده سیاسی اسرائیل در تهران بود.

یکی از مظاهر اسلام زدایی دوره پهلوی، تقویت روز افزون مذاهب منسوخه یا ساختگی بود

 او یکی از دیپلمات‌های ارشد کشور خود به شمار می‌رفت؛ اما در تهران عنوان سفارت وجود نداشت؛ زیرا با وجود روابط صمیمانه اسرائیل با حکومت شاه، چون ایران یک کشور اسلامی بود، شاه ترجیح می‌داد روابط با اسرائیل در سطحی غیر رسمی باقی بماند. با وجود این، چون قریب هشتاد هزار یهودی در ایران زندگی می‌کردند و جامعه یهودیان ایران در کلیه رشته‌های تجارت و اقتصاد ایران رسوخ کرده بودند، دیپلمات‌های اسرائیلی در تهران به شبکه اطلاعاتی وسیعی در ایران دسترسی داشتند که نظیر آن در اختیار هیچ کشوری نبود.

(هرم‌های سقوط شاه و پیروزی انقلاب اسلامی؛ صص 187 و 188)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 17:11  توسط محمد حسین  | 

امام كاظم(عليه السلام) قهرمان صبر و استقامت

امام كاظم عليه السلام

امام كاظم(عليه السلام)، هفتمين جلوه شمس هدي، وارث ولايت كبري، فروغ تابان امامت است. زندگس سراسر درخشان ايشان درس سازندگي، عرفان، اخلاق، مبارزه، عبوديّت و ارزش‏هاي والاي ديگر است، چرا كه او خميره‏اي از «روح‏القدس» و شكوه ابدي، و آيينه و مظهر صفات جمال و جلال خداوندي بود. در اين مقاله قصد داريم از گوشه زندان او پرده برداريم، آنجا كه آزادمردي در بند را با يك جهان شكوه و وقار مي‏نگريم، كه امواج نيلِ صبر و مقاومتش چونان موساي كليم(عليه السلام) فرعون عبّاسي را به لجّه هلاكت و فلاكت افكنده است.

او همچون الماس در زندان تاريك بود، و هارون بر سرير سلطنت چون مُهره‏اي تيره و بي‏بها. زندگي قهرمانانه امام(عليه السلام) در زندان، حقيقت توحيد و ارتباط خالص با خداي بزرگ را نشان داد، و با صبر و مقاومتش بر ستمگران تاريخ آموخت كه با بند و زنجير، نمي‏توان چراغ آزادي و فضيلت را خاموش كرد. «كاظم» كلمه نبود، بلكه يك جهان مقاومت و ايستادگي در برابر جبّاران شكنجه‏گر بود، شكوهي وصف‏ناپذير به بلنداي خورشيد بود، فريادي صاعقه‏خيز بر خرمن هستي پليد طاغوتيان.

شمشير علي(عليه السلام) در دست داشت و فرياد فاطمه(عليهاالسلام) در حنجره، و خون حسين(عليه السلام) در رگ‌هايش جاري بود، او وجود عيني قرآن بود، حركت‏هاي پرصلابت، و واكنش قاطع او در برابر زورمندان زراندوز و تزويرگران سالوس صفت، چون طوفان كوبنده‏اي بود كه روزگار آنها را سياه مي‏كرد.

امام همچون الماس در زندان تاريك بود، و هارون بر سرير سلطنت چون مُهره‏اي تيره و بي‏بها. زندگي قهرمانانه امام(عليه السلام) در زندان، حقيقت توحيد و ارتباط خالص با خداي بزرگ را نشان داد، و با صبر و مقاومتش بر ستمگران تاريخ آموخت كه با بند و زنجير، نمي‏توان چراغ آزادي و فضيلت را خاموش كرد. «كاظم» كلمه نبود، بلكه يك جهان مقاومت و ايستادگي در برابر جبّاران شكنجه‏گر بود، شكوهي وصف‏ناپذير به بلنداي خورشيد بود، فريادي صاعقه‏خيز بر خرمن هستي پليد طاغوتيان.
متن کامل در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 بهمن1387ساعت 15:22  توسط محمد حسین  | 

نفوذ اندیشه امام خمینی در اسپانیا

امام خمینی

در اسپانیا، انقلاب اسلامی، با شوق و ذوق از سوی بسیاری از اسپانیایی‌ها که با سیاست‌های امپریالیستی آمریکایی در جهان اسلام مخالفت می‌کردند مورد استقبال قرار گرفت. تفکر امام خمینی، به بسیاری از اسپانیایی‌ها در کشف اسلام که تازه تبدیل به یک دین قانونی پس از پنج قرن سلطه کامل کاتولیسم شده بود کمک کرد. در دهه‌ی 80 و 90 میلادی، برخی از گروه‌های مسلمان اسپانیایی آغاز به مطالعه تفکر امام خمینی کردند و برخی نشریات دوره‌ای ایجاد شدند. مطالعات مربوط به ایران، در بسیاری از نقاط کشور، مورد استقبال واقع شد. بخش اعظم نشریات اینترنتی اسلامی در اسپانیا، سخنرانی‌ها و آثاری از امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران را منتشر کرده‌اند. انقلاب ایران، برای آشنا کردن مردم با مکتب فکری شیعه نقش مهمی ایفا کرده است.

تفکر امام خمینی، به بسیاری از اسپانیایی‌ها در کشف اسلام که تازه تبدیل به یک دین قانونی پس از پنج قرن سلطه کامل کاتولیسم شده بود کمک کرد. در دهه‌ی 80 و 90 میلادی، برخی از گروه‌های مسلمان اسپانیایی آغاز به مطالعه تفکر امام خمینی کردند.

به شکل سنتی، اسپانیایی‌ها و مهاجران مراکشی – که بیش از 80 درصد مسلمانان اسپانیا را در برمی‌گیرند – فقط مکتب مالکی را مطالعه کرده بودند، که در مراکش مکتب رسمی است.

اما از بعد از انقلاب اسلامی مکتب شیعه، شناخته‌شده‌ترین مکتب در این کشور است و کتاب‌های فراوانی در مورد این موضوع، در سه دهه گذشته منتشر شده‌اند. هر چند تعداد شیعیان در اسپانیا، هنوز پایین است، ولی آن‌ها نقش مهمی در حیات اسلام اسپانیایی ایفا می‌کنند. چند سال پیش، نخستین مسجد شیعه در مادرید، درهای خود را گشود و هم‌ چنین مراکز شیعه دیگری در بارسلون، گرانادا و سویّا وجود دارد. بخش اعظم آنها کتاب‌هایی در مورد تفکر امام خمینی توزیع کرده‌اند، که در ایران یا آرژانتین چاپ شده‌اند.

مسجد در اسپانیا

سقوط شاه ایران، مورد استقبال مردم اسپانیا قرار گرفت. شاه، دوست صمیمی "فرانسیسکو فرانکو"ی دیکتاتور، که بیش از سه دهه در اسپانیا حکومت کرده بوده است. بسیاری از اسپانیایی‌ها دریافتند که شاه، در حال همکاری با نیروهای امپریالیستی و صهیونیستی، به منظور کمک به آن‌ها برای دست یافتن به اهدافشان در خاورمیانه بود. قربانیان این سیاست‌ها، عمدتاً فلسطینی بودند، که آرمانشان در اسپانیا محبوب است.

چند سال پیش، نخستین مسجد شیعه در مادرید، درهای خود را گشود و مراکز شیعه در بارسلون، گرانادا و سویّا فعال شدند. بخش اعظم آنها کتاب‌هایی در مورد تفکر امام خمینی توزیع کرده‌اند، که در ایران چاپ شده‌اند.

انقلاب اسلامی هم‌چنین مورد علاقه‌ی برخی روزنامه‌نگاران اسپانیایی نیز بوده است که برای تحلیل آن تلاش کرده‌اند. یکی از آنان "رافائل گومس پارا" است که کتابی در مورد جمهوری اسلامی ایران و امام خمینی نوشت که در آن خاطر نشان می‌کرد که انقلاب ایران، به مفهوم یک راه سوم، متفاوت با سرمایه‌داری غربی و کمونیسم شوروی بود. وی تاکید کرد که امام خمینی زندگی ساده‌ای داشت و یکی از معدود رهبران جهانی بود که هنگامی که وفات یافت، در اوج فقر به سر می‌برد. پارّا، در ضمن بر وضعیت زنان در ایران پس از انقلاب و نقش کلیدی آنان در حیات اجتماعی و سیاسی تاکید کرد.

امام خمینی حتی مسیحیان اسپانیا را نیز تحت تاثیر قرار داده است. اگرچه بیش‌تر اسپانیایی‌ها مسیحی هستند، ولی باید خاطر نشان کرد که به گفته‌ی امام خمینی، مسیح از سوی خداوند، برای حمایت از مظلومان و برقراری عدالت و رحمت و بخشش در روی زمین تعیین گردید. علاوه بر این، امام گفت که سخنان مسیح، ظالمان و ستمکاران را محکوم می‌کرده و مظلومین و مستضعفین را مورد حمایت قرار می‌داده است
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 بهمن1387ساعت 21:19  توسط محمد حسین  | 

اشرف علناً سر برادرش محمدرضا، کلاه می‌گذاشت

وزارت، دانه‌ای چند؟

از جمله منابع واقعی ثروت اشرف، فروش پست‌های دولتی بود. فریده‌ دیبا مادر فرح می‌نویسد: اشرف در انتخاب وزراء، وکلای مجلس، سفرای ایران در خارج کشور و حتی معاونان وزراء و مدیران کل دخالت می‌کرد و با گرفتن پول‌های کلان، پست‌های نان و آب‌دار را می‌فروخت. فردوست هم در خاطرات خود بر این نکته صحه می‌گذارد و می‌افزاید: اشرف علناً سر برادرش محمدرضا، کلاه می‌گذاشت. اشرف رسماً پول می‌گرفت و شغل می‌داد، از وکالت، تا وزارت و سفارت، و هیچ ابایی نداشت.

(دربار به روایت دربار؛ ج 45؛ ص 71)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 17:8  توسط محمد حسین  | 

مناجات نامه

الهی!  اگر طاعت بسی ندارم در هر جهان جز تو کسی ندارم.

الهی!  تا به تو آشنا شدم از خلق جدا شدم و در هر جهان شیدا شدم نهان بودم پنهان شدم.

الهی!  تو دوستان را به دشمنانت می‌نمایی، درویشان را غم و اندوه دهی، بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی، از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی، مجلسش روضه رضوان کنی،

الهی!  از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست.

الهی!  دستم گیر که دست آویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.

الهی!  خود را از همه به تو وابستم، اگر بداری تو را پرستم و اگر نداری خود پرستم نومید مساز بگیر دستم.

الهی!  ای دورنظر و ای نیکو حضر و ای نیکوکار نیک منظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سرگشته، ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرنده هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده. دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده.

الهی!  کار آن دارد که با تو کاری دارد. یار آن که دارد چون تو یاری دارد. او که در هر دو جهان تو را دارد هرگز کی تو را بگذارد.

الهی!  در سر گریستنی دارم دراز. ندانم از حسرت گریم یا از ناز.

الهی!  یاد تو در میان دل و زبان است و مهر تو میان سر وجان.

الهی! یکتای بی‌همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دل‌هایی،بتو رسد ملک خدایی.

الهی! نام تو ما را جواز، مهر تو ما را جهاز، شناخت تو ما را امان، لطف تو ما را عیان.

الهی! ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی. مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی.

الهی! ای خالق بی‌مدد و ای واحد بی‌عدد، ای اول بی‌هدایت و ای آخر بی‌نهایت. ای ظاهر بی‌صورت و ای باطن بی‌سیرت، ای حی بی‌ذلت ای بخشنده بی‌منت، ای داننده رازها، ای شنونده آوازها، ای بیننده نمازها، ای شناسنده نامها، ای رساننده گامها، ای مطلع بر حقایق، ای مهربان بر خلایق، عذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیب‌های ما مگیر که تو قوی و ما حقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

الهی! ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید توست و ای که جان بندگان در صف تقدیر تو است، ای قهاری که کس را به تو حیلت نیست، ای جباری که گردن کشان را با تو روی مقاومت نیست، ای کریمی که بندگان را غیر از تو دست آویز نیست. نگاه دار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم.

كتاب الهي نامه آيه الله حسن زاده آملي
+ نوشته شده در  یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 17:6  توسط محمد حسین  | 

دست به فرار خوبی داشت!

همه ما شنیده ایم که محمد رضا شاه در 26 دیماه سال 1357 از ایران فرار کرد اما شاید ندانید که این اولین باری نبود که شاه فرار را بر قرار ترجیج می داد. او پیشتر در ماجرای کودتای 25 مرداد 1332 نیز از ایران فرار کرده بود.

فرار اول:

بریتانیا که از ملی شدن نفت در ایران ناراحت بود تصمیم به کودتا بر علیه مصدق گرفت. نقشه کودتا با همکاری امریکا طرح شد. نقشی که برای شاه در نظر گرفته شده بود امضای فرمان عزل مصدق و نیز امضای فرمان نصب سرلشکر زاهدی به نخست‌وزیری بود. اشرف پهلوی با مقامات امریکائی و انگلیسی در سوئیس دیدار کرده و شاه را در جریان طرح کودتا گذاشت. شاه از اجرای کودتا می ترسید اما نهایتا پس از تردیدهای اولیه به امضای فرمان‌ها رضایت داد. بعدها روشن شد که شاه در واقع دو ورقه سفید را امضا کرده بود تا کودتاگران آنچه لازم است بر بالای امضای او بنویسند.

محمدرضاشاه پیشتر در ماجرای کودتای 25 مرداد 1332 نیز از ایران فرار کرده بود

فرمان عزل را یک ساعت بعد از نیمه شب 25 مرداد سرلشکر نصیری که رئیس گارد سلطنتی بود با همراهی تانک و زره‌پوش از سعدآباد به خیابان کاخ آورد تا در منزل دکتر مصدق به او ابلاغ کند. مصدق که با تلفن از حرکت این گروه باخبر شده بود فرمان را گرفت و رسید داد و نیروی محافظ مقر او بلافاصله نصیری و نیروی همراه او را بازداشت کردند. شاه که قبلا به کلاردشت رفته بود با شنیدن خبر بسیار بیمناک شد و بلافاصله به رامسر رفت و از آنجا با هواپیما به بغداد و سپس به رم پرواز کرد.

اما عوامل کودتا که 3 روز بعد در 28 مرداد موفق شدند دولت مصدق را سرنگون کنند.

کنفرانس گوادلوپ
از راست: نخست وزیر انگلستان، رئیس جمهور فرانسه، رئیس جمهور امریكا و صدر اعظم آلمان در کنفرانس گوادلوپ

فرار دوم:

در شکل گیری فرار دوم شاه عوامل روانی و خارجی نقش برجسته ای داشتند.

عامل روانی: محمدرضا شاه به دلیل ماهیت دیکتاتوری رژیمش در جریان خواسته های واقعی مردم قرار نداشت. چاپلوسان درباری همواره به او گزارش می دادند که تمام مردم ایران دستبوس شما هستند و تنها عده ای اندک با شما مخالفت می ورزند... تا اینکه در جریان یکی از راهپیمایی های مردم، شاه تصمیم میگیرد با هلی کوپتر تظاهرات مردم را ببیند. زمانی که شاه از فراز آسمان خیل عظیم مردمی را که شعار مرگ بر شاه می دادند می بیند، تازه به وخامت اوضاع پی می برد و تصمیم به فرار می گیرد.

عامل خارجی: سران 4 كشور فرانسه، انگلستان، آمریكا و آلمان در جزیره‌ای به نام گوآدلوپ به مدت سه روز گرد هم آمدند. در این كنفرانس كه از 14 تا 17 دی ماه 1357  ترتیب یافت، رهبران 4 كشور غربی سیاست خارجی خود را در زمینه چند بحران مهم جهانی از جمله انقلاب اسلامی ایران با یكدیگر هماهنگ ساختند. کارتر رییس جمهور آمریکا در این کنفرانس بیان داشت: «...شاه دیگر قادر به ماندن و ادامه حكومت نیست. زیرا مردم ایران به هیچ روی خواهان او نیستند.» به این ترتیب این سران تصمیم گرفتند که شاه ایران را ترک کند. روز 21 دی سایروس ونس وزیرخارجه آمریكا برای شاه ایران تعیین تکلیف کرد و گفت: «..شاه در نظر دارد تعطیلات خود را در خارج از ایران بگذرانند و دولت ایالات متحده نیز این تصمیم شاه را تأیید می‌كند. آمریكا احساس می‌كند كه شاه دیگر در آینده ایران نقشی ندارد.» (موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی)

21 دیماه وزیرخارجه آمریكا برای شاه ایران تعیین تکلیف کرد و گفت: «..شاه در نظر دارد تعطیلات خود را در خارج از ایران بگذرانند

 سران 4 کشور تصمیم داشتند امام خمینی را متقاعد کنند که شاه ایران را ترک کند و در عوض امام و مردم هم با بختیار مخالفت نکنند و تهدید کردند که اگر امام نپذیرد باید منتظر کودتا باشد. کارتر پیامی بدین مضامین برای امام ارسال کرد. امام در پاسخ درخواست كارتر را قاطعانه رد كردند و فرمودند:

«..پیام آقای كارتر دو جهت داشت یكی موافقت با دولت بختیار یا دست كم سكوت در شرایط فترت موجود و دوم راجع به احتمال كودتای نظامی یا پیش‌بینی وقوع‌ آن. ... همه مصایب و خونهای ریخته شده ملت برای رهایی از زیر بار گران سلسله پهلوی است. ملت ما حاضر نیست با دولت بختیار به‌عنوان میراث شاه و یا با تدابیری چون تشكیل شورای سلطنت كه همه آنها غیرقانونی است، كنار آید. اما درباره حفظ آرامش ما بارها تأكید كرده‌ایم كه همواره خواهان مملكتی آرام و با ثبات بوده‌ایم. اما با وجود شاه آرامش هیچ‌گاه باز نخواهد گشت. آقای كارتر اگر حسن نیت دارند می‌بایست از پشتیبانی كودتا یا دخالت در امور ایران دست بكشند، تا خواسته مشروع ملت محقق گردد و آرامش و ثبات دائمی برقرار شود. ملت ایران نیز از كودتای نظامی هیج هراسی به خود راه نخواهد داد. زیرا چندین ماه است كه رژیم با خشونت و قهر و غلبه نظامی و با حادترین شكل آن با مردم رفتار كرده است.... ». (صحیفه امام، جلد 5، ص 376)

+ نوشته شده در  شنبه 12 بهمن1387ساعت 16:59  توسط محمد حسین  | 

تمنای وصال

 

منتظر

خوشا آن سر كه سـوداى تـو دارد

خوشا آن دل كه غوغاى تو دارد

ملَـك غـیـرت بـرد افـلاك حـسـرت

جـنـونى را كه شیـداى تـو دارد

دلــم در سـر تــمــنـاى وصــالــت

سـرم در دل تـمـاشـاى تو دارد

فـرود آیـد بـه جز وصل تو هیــهات

سـر شـوریـده سوداى تـو دارد
دلـم كـى بـازمـانـد چون به پــرواز
هـواى قـاف عـنـقـاى تــو دارد
چو ماهى مى‌طپم بر ساحل‌هجر
كه جانم عشق در پاى تو دارد
دل و جـان را كـنـم مـأواى آن كـو

دل و جـان بـهـر مـأواى تو دارد

نـهـم در پـاى آن شـوریـده سر كو
سـر شـوریـده در پـاى تـو دارد
فــدایـت چـون كـنـم بـپـذیـر جـانـا
چـرا كایـن سر تمـنـاى تو دارد
چگـونـه تـن زنـد از گـفـت و گـویت

چو در سر فیض هیهاى تو دارد

 

علامه ملا محسن فیض كاشانی

 

+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 17:33  توسط محمد حسین  | 

پیشگوئی امام محمد باقر(ع)

حضرت امام محمد باقر ( ع )

نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است ، بدين جهت که : دريای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب ديگری مانند شاکر و صابر و هادی نيز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هريک باز گوينده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است . کنيه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسين ( ع ) مي رسيد . پدرش حضرت سيدالساجدين ، امام زين العابدين ، علی بن الحسين ( ع ) است . تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدينه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سيد الشهداء کودکی بود که به چهارمين بهار زندگيش نزديک مي شد . دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زين العابدين ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . يعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است .

در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 بهمن1387ساعت 17:31  توسط محمد حسین  | 

سالروز شهادت سردار سرلشكر شهيد غلامحسين افشردي (حسن باقري) در سال 1361

سلام بهد از اون قدر روز بالاخره بروز میشم البته بایاری خدا امیدوارم فراموشم نکرده باشید

تولد و كودكي
به روز سوم شعبان 1375 ه.ق مطابق با 25 اسفند سال 1334 ه.ش در خانواده‌اي مذهبي و دوستدار اهل بيت عصمت و طهارت (ع) در حوالي ميدان خراسان تهران چشم به جهان گشود. والدينش به عشق و محبت اباعبدالله‌الحسين(ع) و از باب تيمن و تبرك، نام «غلامحسين» را بر او نهادند و به دنبال آن در سن دوسالگي در سفر كربلا او راه همراه خود بردند.

پدرش كه در تربيت وي، جديت زيادي داشت از همان طفوليت او را با خودبه مسجد و هيأت و مراسم عزاداري سرور شهيدان مي‌برد. اين حضور معنوي باعث شد كه او در آن ايام عضو فعال و مؤثر هيأت نوباوگان محبان‌الحسين(ع) گردد.

غلامحسين دوره دبستان را در مدرسه مترجم‌الدوله و دوره متوسطه را در دبيرستان مروي تهران به پايان رساند.

 

فعاليتهاي قبل از انقلاب

در سال 1354 پس از اخذ ديپلم رياضي، در رشته دامپروري دانشكده كشاورزي شهر اروميه تحصيلات عالي خود را آغاز كرد. در اين ايام علاوه بر مطالعه منظم وانسجام يافته در زمينه مسائل اسلامي، با سخنراني در جمع دانشجويان و برقراري كلاسهايي در زمينه اصول عقايد براي دانش‌آموزان مدارس، فعاليت مذهبي خود را دنبال مي كرد و بارها با بعضي از اساتيد غرب زده كه فرهنگ اسلامي را انكار و مظاهر منحط غربي را ترويج مي‌نمودند، به بحث مي‌نشست و ماهيت آن فرهنگ و عوامل غرب زده را افشا مي‌كرد. از اين رو، وي به عنوان يك عنصر مذهبي و فعال حساسيت مسئولان و گارد دانشگاه را برانگيخته بود، كه در نهايت به دليل اين فعاليتها پس از يك سال و نيم تحصيل، از دانشگاه اخراج گرديد.

در اين ايام در جواب يكي از نزديكانش كه به او گفته بود: تو يك سال و نيم از عمرت را بي‌خود تلف كردي. پاسخ مي‌دهد: من وظيفه‌ام را انجام دادم و اگر به دانشكده رفتم براي كسب مدرك نبود، بلكه براي رشد خودم بود و مي‌خواستم كه ديگران را هم به صحنه بياروم.

شهيد باقري در اسفندماه سال 1356 به خدمت سربازي اعزام شد و پس از طي دوره آموزشي در پادگان جلديان نقده به ايلام منتقل گرديد.

در دوره كوتاه خدمت سربازي با توجه به آشنايي كه با مسائل اسلامي داشت به ارشاد و هدايت فكري سربازان پرداخت و همزمان با علماي شهر ايلام از جمله آيت‌الله صدري (امام جمعه قبلي ايلام) ارتباط داشت و اخبار و مسائل پادگان را به ايشان اطلاع مي‌داد. به دنبال اين فعاليتها، تحت كنترل قرار گرفت و ضمن جدا كردن وي از جمع سربازان پادگان، او را به عنوان راننده يك افسر جزء به كار گماردند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 16:40  توسط محمد حسین  |