شهيد سعادتجو
شهيد محمد سعادتجو در 15 مرداد ماه سال 1341 در خانواده اي متوسط پا به عرصه وجود نهاد و چهارمين فرزند خانواده او در زمان طفوليت چندين بار در معرض مرگ قرار گرفت ولي از آنجايي که مقدرات خداوند بر اين قرار گرفته بود تا او به فردي مؤثري براي جامعه خود و اسلام بدل شود وآنگاه به ديدار معبودش بشتايد به طور معجزه وار از دم مرگ گريخت در دوران کودکي و بعد از آن همواره به مظلوم بودن معروف بود و دائماً همدم کساني بود که يا بواسطه پيري و فرسودگي گوشه گير بودند و يا بواسطه ي شرايط خاص خانوادگي تنها زندگي مي کردند و اين از خصوصيات بارز اخلاقي او بود که روح پر مهر و محبت او با زندگي تنها با پير زني رابر زندگي در کانون گرم خانواده را ترجيح مي داد شهيد محمد سعادتجو از همان کودکي از نظر پايبند بودن به مسائل اسلامي برتر از ديگر برادران و خواهران خود بود.
تا اينکه در سن 6 سالگي به مدرسه رفت. دبستان اوليائي اولين آموزشگاه علمي او بود. شهيد محمد تا سال سوم در دبستان اوليائي بود و همواره جزء دانش آموزان رتبه ي بالا قرار داشت تا اينکه محل زندگي او عوض شده و خانواده اش در خيابان ابوسعيد سکني گزيدند و او مجبور شد سال چهارم و پنجم دبستان را در مدرسه طاهري بگذراند. با گذشت زمان هر چه بر ميزان عملش افزوده مي شد شخصيت او نيز بيشتر شکل مي گرفت و از همان اوائل نشان مي داد داراي خلق و خويي بزرگوار و با صفا مي باشد اطرافيانش همه مجذوب او بودند که با صفاي باطني و صداقت درون سخن مي گفت با همه مهربان بود چون از حب و بغض هاي مادي و دنيوي بدور بود همواره ساده لباس مي پوشيد و هيچ گاه اهميت به نوع و فرم لباس خود نمي داد بخاطر اينکه ايدئولوژي او مبتني بر اسلام بود نه اسلام شاهنشاهي و مصرفي آن دوران.
شهيد محمد بعد از دوره ابتدايي براي گذراندن دوره راهنمايي به مدرسه راهنمايي عارف رفت او دراين دوره از زندگي خود بخاطر فسادي که در آن دوران بر کل جامعه مدارس حاکم بود از ديگر همکلاسان خود جدا بود و برخورد او با آنان تنها در سطح مدرسه بود او در اين دوران با اخلاق و رفتار خود همواره مورد جلب توجه دبيران خود بود و از بو به عنوان شاگرد نمونه ياد مي کردند .
با به اتمام رسيدن دوره راهنمايي او وارد دبيرستان شئ و در دبيرستا ن شهيد فرامرزغفار زادگان دوران دبيرستان را شروع کرد تا اينکه دراواخر سال دوم دبيرستان با نوهيني که در روزنامه اطلاعات آن زمان به ساحت مقدس امام عزيزمان شد جرقه انقلاب زده شد و مردم به عنوان اعتراض به کوچه و خيابانها ريختند که محمد نيز جزء اولين ها بود او همواره علي رغم ميل ظاهري خانواده که نشأت گرفته از غرايز عاطفي بود مبني بر عدم شرکت در راهپيمايي ها در تظاهرات شرکت فعال داشت و با آغاز سال سوم دبيرستان از اولين کساني بود که به عنوان اعتراض در کلاس درس حاضر شد و بعد از آن هم نيز در تمامي تظاهرات شرکت داشت تا اينکه در 22 بهمن 57 انقلاب اسلامي به دلاوري امام به پيروزي رسيد و شهيد سعادت جو که عشق به اين انقلاب مي ورزيد خود را آماده کرد تا با تمام وجود ش از آن دفاع کند و از نثار جان و مال دريغ ننمايد.
