قسمت دوم زندگينامه شهيد زينالدين (پاياني)
سلام دوستان
احتمالا من اين وبلاگو تعطيل ميکنم
آخه نميشه آدم به خاطر يه وبلاگ (که معلوم نيست پشيزي ثواب داره يا نه) زندگيشو از دست بده
دوستان اگر خواستيد نظر بديد بنويسد که من شمارو نميشناسم که يه وقت سوء تفاهم نشه و لزومي نداره اسمتونو بنويسيد . ممنونم شرمنده وقتتون رو گرفتم
قسمت دوم زندگينامه شهيد زينالدين
او همچنانکه در سنگر پدر به فعاليتهاي مبارزاتي خود ادامه ميداد ،از سوي دانشگاه فرانسه ،براي ادامه تحصيل پذيرفته شد. چون در همين دوران با اوج انقلاب مواجه بود،ترديدن در رفتن و ماندن در دلش راه پيدا کرد.اما از آن جا که خداوند،مردان خويش را بسيار ميآزمايد تا آنان که تکليف را در رضاي او ميبينند، راه او را بر گزينند مهدي بار ديگر ماندن را برگزيد. انقلاب که پيروز شد با تشکيل جهاد سازندگي و سپاه پاسداران به عضويت اين دو در آمد و با شروع غائلهکردستان به آن جا عزيمت کرد. پس از غائله کردستان با آغاز جنگ تحميلي وارد صحنه هاي نبرد حق عليه باطل و دفاع از کشور اسلامي مان شد. مهدي زينالدين در شهر سو سنگرد مسئوليت اطلاعات –عمليات قرارگاه نصر را عهده دار شد.موفقيت هاي جاويدان در عمليات ه هاي فتحالمبين و بيت المقدس ،... قبلاز هر چيز مرهون شناسايي دقيق و برخورداري از اطلاعات کافي و نقش ابتکاري و کليدي اين شهيد بزرگوار است. نبوغ نظامي ،و توان جسمي وروحي بسيار بالاي او نقطه عطفي بر انتخاب ايشان در سن 23 سالگي به عنوان فرمانده لشکر 17 علي بن ابيطالب بود. مهدي در عمليات رمضان و عمليات محرم به عنوان فرمانده ،از نخستين لحظه هاي شناسايي تا واپسين لحظه هاي فتح،حضوري مستقيم و موثر داشت.
خط جهاد و شهادت همچنان ادامه داشت ،والفجرها يکي پس از ديگري ميآمدند و در اين ميادين مهدي بود که بي وقفه لشکر علي بنابيطالب را مالکوار در مسير عزت و افتخار فرماندهي ميکرد . درآستانه عمليات والفجر 4 و به هنگام توجيه فرماندهان گردانها،پس از اينکه مشکلات و خطرات عمليات را شرح ميدهد کلامي پرشور دارد:
((آن چيزيکه در توان جمهوري اسلامي و در توان ماست، ما روي آن سرمايه گذاري کرده ايم ، بقيه آن را توکل ميکنيم بر خدا . از ويژگيهاي رزمندگان اسلام يعني ويژگيهايي که ما از اول جنگ به کار بردهايم توکل بر خدا بوده است . ما اين امکانات را داريم . تکليف ما هم جنگ است.بيشتر از اين هم نميتوانيم کاري انجام بدهيم . بقيه اش را بر خداوند توکل کردهايم همه موفقيتمان را در اتکا به خداوند ميبينيم و ما بايد امتحانمان را به حول و قوه الهي خوب پس بدهيم ...انشاءالله ...))
از سوسنگرد تا فتحالمبين ، از بيتالمقدس تا رمضان ،از محرم تا والفجر ، چون کوهي استوار ايستاد و خم بر ابرو نياورد. پيروزي عجيب و حماسهاي تصرف جزاير مجنون در شرايطي بدست آمد که رژيم عراق و حاميانش با تبليغات فراران تواناييهاي نظامي و عملياتي جمهوري اسلامي ايران را براي ادامه نبرد به زير سئوال برده بود و بر اين نکته تاکيد ميکرد که امکان موفقيت و پيروزي درعمليات نظامي براي ايران وجود ندارد. اما نهايتا در عمليات خيبربه کارگيري شيوههاي کاملا ابتکاري فرمانده لشکر عليبنابيطالب و رشادتهاي دليرانه رزمندگان اسلام ، موجب آزادسازي جزيره مجنون گشت. به طوريکه دشمن مايوس و شکست خورده اين فرمانده جوان را((خيبر شکن)) ناميد.
و سرانجام در آبان 1363 در حالي که به همراه برادرش آقا مجيد (مسئول اطلاعات – عمليات تيپ 2 لشکر عليبنابيطالب ) براي شناسايي منطقه عملياتي از باختران به سمت سردشت در حال حرکت بودند . با اصابت آرپي جي به ماشيني که داخل آن بودند ، در دل جادهاي که آخرين ايستگاه پرواز اين خسته دلان بود در رکاب امام عشق به شهادت رسيدند.
احتمالا من اين وبلاگو تعطيل ميکنم
آخه نميشه آدم به خاطر يه وبلاگ (که معلوم نيست پشيزي ثواب داره يا نه) زندگيشو از دست بده
دوستان اگر خواستيد نظر بديد بنويسد که من شمارو نميشناسم که يه وقت سوء تفاهم نشه و لزومي نداره اسمتونو بنويسيد . ممنونم شرمنده وقتتون رو گرفتم
قسمت دوم زندگينامه شهيد زينالدين
او همچنانکه در سنگر پدر به فعاليتهاي مبارزاتي خود ادامه ميداد ،از سوي دانشگاه فرانسه ،براي ادامه تحصيل پذيرفته شد. چون در همين دوران با اوج انقلاب مواجه بود،ترديدن در رفتن و ماندن در دلش راه پيدا کرد.اما از آن جا که خداوند،مردان خويش را بسيار ميآزمايد تا آنان که تکليف را در رضاي او ميبينند، راه او را بر گزينند مهدي بار ديگر ماندن را برگزيد. انقلاب که پيروز شد با تشکيل جهاد سازندگي و سپاه پاسداران به عضويت اين دو در آمد و با شروع غائلهکردستان به آن جا عزيمت کرد. پس از غائله کردستان با آغاز جنگ تحميلي وارد صحنه هاي نبرد حق عليه باطل و دفاع از کشور اسلامي مان شد. مهدي زينالدين در شهر سو سنگرد مسئوليت اطلاعات –عمليات قرارگاه نصر را عهده دار شد.موفقيت هاي جاويدان در عمليات ه هاي فتحالمبين و بيت المقدس ،... قبلاز هر چيز مرهون شناسايي دقيق و برخورداري از اطلاعات کافي و نقش ابتکاري و کليدي اين شهيد بزرگوار است. نبوغ نظامي ،و توان جسمي وروحي بسيار بالاي او نقطه عطفي بر انتخاب ايشان در سن 23 سالگي به عنوان فرمانده لشکر 17 علي بن ابيطالب بود. مهدي در عمليات رمضان و عمليات محرم به عنوان فرمانده ،از نخستين لحظه هاي شناسايي تا واپسين لحظه هاي فتح،حضوري مستقيم و موثر داشت.
خط جهاد و شهادت همچنان ادامه داشت ،والفجرها يکي پس از ديگري ميآمدند و در اين ميادين مهدي بود که بي وقفه لشکر علي بنابيطالب را مالکوار در مسير عزت و افتخار فرماندهي ميکرد . درآستانه عمليات والفجر 4 و به هنگام توجيه فرماندهان گردانها،پس از اينکه مشکلات و خطرات عمليات را شرح ميدهد کلامي پرشور دارد:
((آن چيزيکه در توان جمهوري اسلامي و در توان ماست، ما روي آن سرمايه گذاري کرده ايم ، بقيه آن را توکل ميکنيم بر خدا . از ويژگيهاي رزمندگان اسلام يعني ويژگيهايي که ما از اول جنگ به کار بردهايم توکل بر خدا بوده است . ما اين امکانات را داريم . تکليف ما هم جنگ است.بيشتر از اين هم نميتوانيم کاري انجام بدهيم . بقيه اش را بر خداوند توکل کردهايم همه موفقيتمان را در اتکا به خداوند ميبينيم و ما بايد امتحانمان را به حول و قوه الهي خوب پس بدهيم ...انشاءالله ...))
از سوسنگرد تا فتحالمبين ، از بيتالمقدس تا رمضان ،از محرم تا والفجر ، چون کوهي استوار ايستاد و خم بر ابرو نياورد. پيروزي عجيب و حماسهاي تصرف جزاير مجنون در شرايطي بدست آمد که رژيم عراق و حاميانش با تبليغات فراران تواناييهاي نظامي و عملياتي جمهوري اسلامي ايران را براي ادامه نبرد به زير سئوال برده بود و بر اين نکته تاکيد ميکرد که امکان موفقيت و پيروزي درعمليات نظامي براي ايران وجود ندارد. اما نهايتا در عمليات خيبربه کارگيري شيوههاي کاملا ابتکاري فرمانده لشکر عليبنابيطالب و رشادتهاي دليرانه رزمندگان اسلام ، موجب آزادسازي جزيره مجنون گشت. به طوريکه دشمن مايوس و شکست خورده اين فرمانده جوان را((خيبر شکن)) ناميد.
و سرانجام در آبان 1363 در حالي که به همراه برادرش آقا مجيد (مسئول اطلاعات – عمليات تيپ 2 لشکر عليبنابيطالب ) براي شناسايي منطقه عملياتي از باختران به سمت سردشت در حال حرکت بودند . با اصابت آرپي جي به ماشيني که داخل آن بودند ، در دل جادهاي که آخرين ايستگاه پرواز اين خسته دلان بود در رکاب امام عشق به شهادت رسيدند.
+ نوشته شده در شنبه 9 تیر1386ساعت 17:25  توسط محمد حسین
|
